أبو الحسن بن محمد أمين گلستانه
مجمل التواريخ
مقدمة
که بغم گشته توأم این دل زار
شد تأهل سلاسل افکار2
ز سلوک و ضوابط و رفتار
آشنا شد بساکنان دیار
که هستی را نمی بینم بقائی
گندم ازگندم بروید جو زجو
مصرع
بیت
نظم
3 PageV01P017
مصرع4
[سعدی]
[فرد]
همان کنید که بهتر بود شما را حال
3- این چند سطر میان پرانتز از PageV01P059
حافظ]
یا جان 2 رسد بجانان یا جان زتن برآید
[مثنوی]
سعدی
[بیت]
مثنویا
تو سیاه کم بهابین که چه در دماغ دارد
[مقطع ]
بیا که نوبت بغداد ووقت تبریز است PageV01P110
یا سا.
[مصرع
تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد
هاتتا بها. فرثا
وفرد]
آید روزی که شهسواری گردد PageV01P197
ببت
مصرع3]
خورده بطهران4
کتا بها. فعرزاو
(بیت
واقعات آن ایتام
بر جملهآ ممالک سلطان حسین ثانی)
خاک بر سرکن که آب رفته باز آمدبجو
س
0 ماس
یاش
فصل 57
شیحااوته
ق1352
نادر عصرم زلطف حق غلام هشت وچفار
فصل 62
994 بزوجیت عیسی خان درآمد
ستتسسب شد.
ستو لک شل .
ماجبس 1356
غصه وغم ms358 از زمین تا آسمان خواهد گرفت
این جهان را همچوخاتم درمیان خواهد گرفت
چون سلیمان نبی آن نوجوان خواهد گرفت
مهدی صاحب زمان روی زمین خواهد گرفت
فصل 73
قصیده
رازمهان شمارمت هان بگزاف نشمری PageV01P429
شاه دین را بنده نصرالله بن شاهرخ
فصل 77
روز و شب بردر گهش سایندمهر و ماهرخ
*ملا
نادر عصرم ز لطف حق غلام هشت وچار
شاه دین را بنده سلطان نادر بن شاهرخ
حکم شد از قادر بیچون باحمد پادشاه
فصل 83
PageV01P459
(حکایت)
فصل 86
د3د
فصل 90
فصل 91
فصل 92
علیمراد هرون شد نشست جعغرخان
49 %~% لصصا کیه..