غير معروف
كتاب 0962IbnCabdLatifQazwini.LubbTawarikh
مقدمة
نظ
فصل او
نظم
عیر زنان PageV01P027
نض
ة PageV01P045
مقاله دوم
شعر
رباعی
ورباعم
ست}
نظم ل
ای شهنشاه فریدون فر اسکندر منش PageV01P115
فصل 18
. یوک ار PageV01P125
حال گشت واقع ازحکم ذو الجلال
مک
در %~% خر رجب افتاد اتفاق فتن
بزور بازوی خود بافت خصیتین حسن
هی خجسته زنی خانه دار مرد افکن
ن
زکه
بسال ذال ودگر حا و نون علی الاطلاق
جمال دنیی و دین شاه شیخ ابواسحق
نهاد بر دل احباب خویش داغ فراق
خوش درخشد ولی دولت مستعجل بود
پنهان خورید باده که تعذبر میکنند
که از آن سور شد اطراف دوعالم معمور
ورا درماه ذحجه سنه 696
گوی ای بخبران دور الغ بیک نماند
ز کس مدان که ز سیر ستاره وهست
امنزلی که نه آنجا مقام ونی راهست
قدر نوشت که دستش زملک کوتاهست
اوزون حسن زدوتاریخ شروان شاهست
بعقوب رفت و روی بعقوب ندد
گز بعتوب از غم یوسف نکشید PageV01P223
حالاهکه
که سابه بر سرش انداخت خسرو غازی
آسمان شود وکار آفتاب کند
نو ضحاتر