غير معروف
كتاب 0761ShamsDinAflaki.ManaqibCarifin
مقدمة
شعر (طویل) :
شعر (رمل)
شعر (هزج)
شعر (رجز)
شعر %~% (محتث)
- %~% -
شعر (رمل
47/2)؛
(شعر رمل)
شعر (رباعی)
شعر (رمل»
فصل 26
شعر (متسرح)
مصراح ززم
مصراع (رمل)
این کیمیای نادره کردست مس را کیمیا
بیت (هزج)
شعر ( رمل،
شعر (سریع)
%~% 21-.2کراکی9 PageV01P130
شعر (مجتت)
شعر (مجتث)
همچنان ms091 هیچ نگقتند دو صذ چندانست
شعر (مضارع)
شعر (خفیف)
شعر ( رمل)
ریاعی
شعر
بیت (مجتت)
شعر (رجز
ر %~% هزج]
شعر (زگل]
تصراع (رمل)
مصراع (رجز)
گفت این حوشش عشقست نه از خوف ورجا
بر تو قبضی آیذ از رنج وتبش
در عشق آقتاب تو هم خرقهآ منی
شعر ( سریع)
شعر (متقارب)
کو بذین شیوه بر ما بارما مست آمذهست
شعر ( مضارع)
شهر %~% (رمل)
خراب گنج تو دارذ چرا شود دلتنگ
آخر زماتیان را کردست افتقاد
شعر (یسیط)
وتربة آلآرض اصل آلجسم وآلبدن
لیصلحا لقبول العهد و آلمحن
قا رحم غریبا کثیبا ناز ح آلوطن
معشوقه ازین لطیف تر امکان نیست
شعر ( هزج)
شعر (دزج)
شعر (منسرح)
شعر (کامل)
شعر (رچز)
شعر %~% (رمل
فی شی
که مقیمان خوش آباذ جهان شاذیم
شعر (وافر)
ر ظن تیک داری در اولیا چه باشذ
بی من تصوری را که بکرد هم یدیذم PageV01P339
شعر (عجتت)
شعر (رجژر)
دست گیتی یبزذی تیغ هلاکم بر سر
این منم بر سر خاک تو که خاکم برسر
شو تو زکر خوذ جذا در کیریا آویخته
شعر (محتث)
وانگهان از دست ، که از ساقیان ذوآلمنن PageV01P357
شعر (ححتث)
وگر بیار رسیذی چرا طرب نکنی
عجب توئی که هوای چنان عجب نکنی
کسی ازو بشکییذ زهی شقا وضلال
شعر ( دزج)
از حال هشتیان مرا ننگ آیذ
صحرای مهشت در دلم تنگ آیذ
گرنه در چنت امیذ قلیه و حاواسی
که هرکه بینذ رویم دعا بخاطر آرذ
شعر ( رجر)
شعر (عجتث)
بدانک مدرسهٔ عشق را قوانین است
شعر (هز ج)
استما موا
کاندرین راه خارها باشآد
باز آمذ الی آخره
یا منه تو سر بنه تر جایگاه گام او
تفس امارهاست ما امارهآ اماره ایم
شعر (هرج)
شعر (سریع )
مسی نگر که هر لحظه کیمیا سازذ
شعر (مجمت)
شعر %~% (رمل)
شعر (رمل]
شعر (خغیف)
شعر (رمل.
فصل در سر شکر
فصل
غم میخور و دم مزن که قرمان اینست
شعر ( رجز)
شعر (هز ج
دمی خواهم بیاسایم ولیکن نیستم امکان
همه نیاز شو آن لحظهآ که ناز کنم
من از رای تو خوذ را همه ثیاز کنم
آورد آتشیی که تمیرد مهیچ
شعر ( بیط)
اعتناق بی حجایش خوشترست
می خرامم در نهایات آلو صال PageV02P581
رخ زرین من منگر که پای آهنین دارم
وزآن کو آفریدسم هزاران آفرین دارم
و کثرته تعین إلی آلسبات
مصراع (مجتث)
شعر ( ححتث)
ر شعری
مثال نقش من برچامه ر دوز
رباعی
أیحیط ما یفنی بیما لا ینفد
سیصذ ورق از ms394 علم فراموشم شذ
بیت (رمل)
او ز من دلقی ستانذ رنگ رنگ
زتییل زتان گذای دریوزهآ تو
نگزارده باشذ حق یک روزه تو
شعر ( هزج
شعر (رمل )
شعر ( رباعی)
ترسان ز فراق تو دلیران جهان
ای چشم تو پای بند شیر ان جهان PageV02P649
شعر (دمل)
بسر تو که همه زیره بکزمان آرتد PageV02P657
شعر ms417 (متقارب)
شعر ( رمل
بر وی الرحمن علی آلعرش استوی
شعر (هزج) ms424
برپات یکی بوسه دهم نگذاری
شعر (رمل،
شعر (هزج )
شب گشته ز زلفین تو عنیر بیزی
از تهر قرار دل من تبریزی
شعر ( ریاعی)
که گفت که آفتاب او میذ مرد
دوچشم ببست وگفت خورشیذ عرد
چبریل امین ز خنجر تیز مرد
او پندارذ که شمس تبریز مرد
شعر ( محتث)
ستارگان بحقیقت فرو نهند کلاه
جان داذه ودل بستهآ سودای دمشقیم PageV02P698
مرهم این ریش جز این ریش نیست
نامه دوم
نامه چهارم
شعر (رجرز)
سور وعروسی را خذا ببریذه ر بالای ما
إن آلهموم اخر جث در دولت مولای ما
شعر %~% ج)
تشعر (بسیط)
سمه
شعر ms467 (طویل %~%
هان تا نکنی با علما کیر ومنی
من آکثرم عالما فقد آ ݣر منی
چون نه موسی مرو بر اردهای قاهری
گردن آن ارثدها را گیرذ او چون لمتری PageV02P762
خطی بنوشتهآ که من خوانم وتو
این نیز از آنهاست که من دانم وتو PageV02P766
ماند الا الله باقی حمله سوخت
سر بسر فکر و عبارت را بسوز
2 ه
سوی وحدت آیذ از تفویق دهر
که گله وا گردذ وخانه روذ
برتخت شه که باشذ جز شاه وشاه زاذه PageV02P785
یک جهان برشب بذ آنرا صبح خورذ
بل همان سانست کو بوذست پیش
شعر (ر
هین وقت لطیفست از آن عربده باز آ
بیا که گلته را چوبان بسوی دشت می رانذ 5
مر مثال چوب باشذ در نبات
ز آنک آن هر دو چو جسم و جان خوشند
چون نگیرم خویشتن را دامما اتدر کنار
صیح کاذب صبح صادق هر دو یک
315 %~% بر %~% باذ %~% هلاکت ای جوان
وای آن جان کش محکث و گاز نیست PageV02P853
وحی را یکسان مدان با وسوسه
و آن دگر مردیست لیکن یک کسه PageV02P854
تو آنی که توانی بی توانی
ربأعی
صذ هزاران رار خاثیذن گرفت
تا بذ آنجا چشم بذ هم می رسذ
دیگر (رمل)
شعر (رما
اندر نظر اهل صفا ابلیس اند
در صفحه تو آیت راست بنویند PageV02P875
شعر (رمل:
مصراع (مضارع)
شعر (مضار
که آن مه رو نفرمایذ برو تا سال آینده
برتر ز زمین وآسمان درویش است
مقصود خذا ازین جهان درویش است
فصل 566
چو قسمت است چه چنگست مرمرا وترا
از ماتم او پنچهآ غم چاکش کرد
امروز کنون باذ اجل خاکش کرد
هر دم که بر آیذ از تو جانیست عزیز PageV02P920
شمعر
گفت امکان نیست خامش وآلسلام
روزها ایمنی از شحنه وشبها زعس
در بر و بحر اگر روذ باشذ راد ومحترم
شعر ( %~% هزج،
از دوست نشویند هر گردی دست
تا بر رخ او گرد خطائی نتشست
نظاره تو بر همه جانها مبارکست
او را یقین بدان تو که فردا مبارکست
هر آن مرید که اورا بعشق بروردم
ما بفلک می رویم عزم تماشا کراست
باز همانجا رویم حمله که آن شهر ماست
شعر (رباعی
وی قیله، عاشقان دو ابروی خوشت
تا غوطه خورم برهنه در جوی خوشت
یک وقت شود حملهآ اوقات مرا
شعر (هزج %~% )
شعر ( رباعی
در ذات نظر کرد و پرون ms616 شذ زصفات
زیرا که درین منزل کن جاش نبوذ PageV02P973
شعر ( هز ج]
تا هر که مخنث بود آنش بر مانذ
که بانگ سگ کوی دلش را بطپانذ
ولد الزنا کش آمذ چو ستارهٔ بمانی
طوطئ %~% کو مستعد آن شکر
طوطیان عام از آن خور بسته طرف
این شناس ایتست رهرو را مهم
کذوی سرکه بذی یانزید بسطای
بر تن خوذ می زتی آن هوش دار
همچو آن شیری که برخوذ حمله کرد
شعر (طویل)