غير معروف
كتاب 0550KatibArjani.SamakCayyar
مقدمة
بحتت جوان و تاره و عمرت دراز پاد
وز دهسر بهر تو مسه شادی و ناز بساد
هر گلینی به حشمت تو سر فراز باد
حور غزل سرای و بت چنگ ساز باد
با ماه و مشتریت شب و روز راز باد
بر دشمنآن تو در شادی قراز بساد
بر روزگار تو در اقبال باز باد
خصم قو هسچو کبک وولی همچو بازباد
از خلق روزگسار دلت بی نیاز یاد
نامت یر آستین سعادت طراز باد PageV01P204
پر مرکب سعادت چاهت سوار باد
از شادی جواد کفت پسایدار بساد
پی بهره تا نماتد در دیده خار او
از اشک روی گسونهٔ زر عیار بساد
کردی به دل خاک و گل تیره قرار
وی لالهآ سیراب سر از خاک بر آر
باد پائی کش عقیلی مادر و تازی پدر
پیل پیکر گرگ پوی و گورپشت و شیربر
مشتری دیدار ومریخ آلت وکیوان جگر
ورکتی هینی به قلزم بگذرد بی شور و شر
چون بجنبانی عنان گوئی جهان آمد بسر