الاهدييه بن عبد الرحيم الچشتي
سير الأقطاب
مقدمة
چون خدا را بهتر از تو هیچکس نشناخته
قلم را آن کجا یارا که دم در وصف او راند
قدس الله سره]
**
پید %~% *
*
** * *
جبریل با ملانک دربان شده است ما را
شژده هزار عالم یکسان شده است ما را
ابی برگ و بی نوایی سامان شده است ما را
ای شبیخ بت پرستی ایمان شده است ما را
اینجا رضای جانان رضوان شده است ما را
فصل 16
تیرة العزیز
* *د * *
نسظام دو جهان بر وی تمام است
که باشد عمرش افزون از صد وبیست
چنین پیری خدابین هیچکس دید؟
سفیدی داد دوباره نسویدش
ز دیگر ذکرها ذکرش بود بس
که فخر آسمان و هم زمین است
ندو زیبد کرامت هم هدایت
که هم پیر است و هم روشن ضمیر است
کز فیض او گرفت جهان عدم وجود
چشم و چراغ اهل جهان را ضیافزود
هر دیده دید گفت که بر مصطفی درود
سر سود هر که بر در او طرفه بره سود
فورشید را همیشه بود بر درش سجود
از ماتمش نمود فلک جامه را کبود
آمد مرا از غیب ندا «شیخ قطب بوده
فصل 35