محمد قدرت الله گپماوي
تذكرها نتائج الأفكار
مقدمة
4 PageV01P030
زند ناخن به دل هر مصرع شوخم هلالی را
نباشد پیش مستان حرمتی مینای خالی را
**
فصل 7
فصل 8
شاخ سنبل ms004 با هزاران پیچ و تاب استاده است
گشته جسمم دیده یکسرچون حباب استاده است
خیمهآ افلاک بی چوب و طناب استاده است
دود آه دلم از سینه پریشان برخاست PageV01P031
*
گسترانیده به جود فضل در عالم یدین PageV01P035
دین یزدان را تو بایسته چو رخ را هر دو عین
فصل 18
سوده می گردد زبان در وصف زلفت شانه را PageV01P041
فصل 20
رباعیات
وله
جز داغ بندگی تواش بر جبین نبود
جبریل در خزانهآ رحمت امین نبود
آدم هنوز محرم خلد برین نبود
فصل 33
4)
فصل 40
له
رباعی
اشیخ اوحدی اصفهانی]
فصل 45
4*
1 PageV01P049
وباعیات
*4
چیزی که گران خریدم ارزان ندهم
105]
اله
[ابن حسام خوافی(1]
که این عجوزه عروس هزار داماد است
فصل 74
کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را PageV01P054
فصل 80
فصل 81
گویند که هست آن طبق سیم پر از زر
14)
فصل 86
فصل 89
[اهلی خراسانی]
***
میدهم بر باد جسم همچو کاه خویش را PageV01P057
م* ms023
فصل 98
*3
فصل 102
** PageV01P058
فصل 106
فصل 109
فصل 110
بر لب آمد جانم از چاه زخندان کسی
اخان احمد خان]
هزار طعنه زمردم شنیده خواهم رفت
فصل 125
14**
که مرغ روح من آنجا کبوتر وار میگردد
فصل 131
فصل 132
[آصفی قهستانی]
فصل 135
*ل*
فصل 140
فصل 141
شود ستاره نمایان چو آفتاب گرفت
فصل 146
فصل 149
فصل 151
**3
فصل 154
[ابراهیم امتی]
فصل 160
[اهلی شیرازی]
فصل 163
** PageV01P066
فصل 165
فصل 166
فصل 167
فصل 168
فصل 169
فصل 171
[ادهم کاشسی]
[اشکی قمی]
*4 PageV01P068
حرف الألف - میر اسری قزوینی /79
25]
یکی گیرد گریبان، دیگری دستارم اندازد
القاص میرزا]
[مولانا الفتی]
[28]
فصل 191
فصل 192
فصل 194
قطعه
[میر محمدمؤمن ادایی]..
یوسفی نیست در این مصر که زندانی نیست PageV01P072
فصل 200
32]
[ملا اجری]
[ملا اوجی ms033 نظیری]
فصل 207
فصل 209
[میرزا امان الله امانی]
فصل 213
فصل 215
[میرزا جلال اسیرا
فصل 220
فصل 222
225 PageV01P076
»
فصل 229
*26
*6
فصل 235
[احمدبیگ اصفهانی]
(محمد قلی آصف قمی)
اظفرخان احسسن]
که چنین گشته پریشان ز پریشانی ما
رام رامم گرچه میگوید، ولیکن رام نیست
فلک تا افکند از پا تو را، خود پیش دستی کن
[41
42]
[ادهم بیگ قزوینی]
امیرزا احمد قزوینی]
45)
46]
47)
»1
حرف الألف - میرزا شریف الهام اصفهانی 131
فصل 265
[50]
51])
فصل 269
4**
[52]
فصل 276
فصل 278
فصل 280
مینشانم نقش خود، اما به نام دیگران PageV01P085
فصل 283
چراغ انجمن دل، زبان خاموش است
از خود رمیده غزالی که دام بر دوش است PageV01P086
فصل 288
فصل 291
**1
[54]
فصل 301
4 PageV01P088
(55]
که به گرد چشم مستت همه نیزهها سیاه است PageV01P089
فصل 307
افقیر الله آفرین]
*4 PageV01P090
فصل 314
فصل 316
فصل 317
فصل 320
«
فصل 323
[58]
حرف الألف - قزلباش خان امید همدانی /63
فصل 331
فصل 332
1*
[59]
فصل 336
فصل 337
فصل 338
میشناسد هر کسی خاشاک طوفان دیده را
فصل 343
فصل 344
*2
فصل 352
فصل 353
فصل 354
فصل 357
فصل 360
روشنی آیینه از پهلوی خاکستر گرفت PageV01P097
فصل 367
فصل 368
فصل 369
فصل 377
فصل 379
PageV01P099
فصل 384
املا اعلای تورانی]
61)
62)
(احبر صفاهانی]
فصل 398
[افضل پانی پتی]
مایلم همچون ورق هر سو که گردانی مرا
53 PageV01P104
فصل 409
هر قدم رنگ بهاری دیگر از رفتار ریخت
فصل 412
8»
* **
فصل 418
* PageV01P105
فصل 421
3*4
فصل 426
چو اشک خود به کوی او دویدن آرزو دارم
** PageV01P106
فصل 431
** *
م1
فصل 438
68)
1**
فصل 446
*7
فصل 448
* PageV01P111
[ملا آثار بخاری]
فصل 453
فصل 454
فصل 457
»6
4 PageV01P113
فصل 461
فصل 463
فصل 464
** PageV01P114
فصل 468
فصل 469
فصل 470
فصل 471
*141*
فصل 474
فصل 475
فصل 476
فصل 477
فصل 478
نازل شده سورهای به شأن حسن است
فصل 484
721)
73]
فصل 488
75)
فصل 491
فصل 496
فصل 498
صبح روشن شد، زدم دامن چراغ خویش را
78)
فصل 511
9*
فصل 515
فصل 516
فصل 517
فصل 519
فصل 524
فصل 526
فصل 530
80)
فصل 539
فصل 541
فصل 543
فصل 544
من از خال ته زلف بتان بسیار می ترسم PageV01P128
فصل 546
فصل 547
فصل 548
که فانوس خیالش گوهر اشک من است امشب
که اندر بزم رندان شور بشکن بشکن است امشب PageV01P129
* PageV01P130
فصل 556
فصل 558
فصل 560
82]
[83)
[8]
امسماة تونی آتون]
فصل 570
[87)
[88)
(89]
900]
فصل 589
92]
فصل 592
فصل 593
94]
[بیرم خان بدخشانی]
(96]
فصل 599
مثنوی
[598)
(99)
فصل 605
فصل 606
تنگی جا بر دل تنگم ره فریاد بست PageV01P143
فصل 609
عالمی گم گشت و از جایی صدایی برنخاست
خوش فرو رفتیم و دست آشنایی برنخاست
فصل 616
فصل 617
فصل 618
چو گل ز لخت جگر خون در آستین دارم
فصل 624
فصل 625
101]
102]
رایگان نیست که شایستهآ زنجیر شدیم
پر دلا! بهر چه وابستهآ تعمیر شدیم PageV01P146
(103]
*1
فصل 637
فصل 639
فصل 640
فصل 643
*9
فصل 647
فصل 649
** PageV01P148
104]
فصل 653
فصل 656
فصل 658
دانهای افشانده بودم، حاصلی برداشتم PageV01P149
به مه گرفته ماند قدح شراب بیتو
که این در برکشیدنها چو ناوک دورم اندازد PageV01P150
(106]
فصل 668
*0
فصل 670
فصل 672
PageV01P152
فصل 674
35 PageV01P153
فصل 686
ناله به دل میخلد، بسمل مژگان کیست؟
آبله در راه شوق مانع جولان کیست؟
فصل 689
فصل 690
فصل 691
فصل 694
فصل 695
فصل 696
فصل 704
سنگش دادند هر آن که او را چشم است
فصل 711
تبسم در لبش چون آب در یاقوت میگردد PageV01P157
[بدیع سمرقندی]
فصل 716
فصل 717
*4*
خوش بلبلی که آمد و فریاد کرد و رفت PageV01P159
فصل 728
فصل 730
فصل 732
فصل 734
PageV01P160
فصل 739
[110]
PageV01P161
*45
فصل 749
111]
*8
فصل 753
[112)
فصل 756
فصل 758
همچو ماهی گیر دریا طرفه طرح دام ریخت PageV01P163
فصل 761
فصل 762
**2
فصل 764
فصل 765
فصل 766
فصل 767
16*
4 *2
فصل 771
فصل 772
فصل 773
فصل 774
فصل 775
[تدروی ابهری]
خاکساران ره عشق تو را پا در گل است PageV01P167
[114
فصل 782
فصل 783
115)
خرف النام- مالا عنی رض کجتی اردکانی /169
فصل 787
فصل 791
فصل 793
چو فانوس خیال این آسیا از دود میگردد PageV01P169
فصل 796
فصل 798
(116]
فصل 803
فصل 804
فصل 806
فصل 808
فصل 809
فصل 811
از خود همیشه یک دو قدم پیش میروم PageV01P171
فصل 813
[آقا تعظیمای قمی]
به رنگ آهوی تصویر رم در خویشتن دزدد
نه هوای باغ سازد، نه فضای گشت ما را
فصل 819
برون از شیشه باشد موج زن جوش شراب من
اگر از جلوهآ برق فنا سوزد حجاب من
بود آیینهدار باطن دریا حباب من
فتنه انگیزی، خرد سوزی، بلایی تازهای
دیز صلحی، زود رنجی، بیوفایی تازهای PageV01P173
فصل 828
122]
فصل 830
حرف التاء - مولوی محمدتوفیق کشمیری /175
123)
فصل 840
فصل 842
*14
فصل 848
(125]
که محنت خانهآ ما هم دری بر آسمان دارد
(126]
فصل 855
فصل 856
حرف الثاء - میرمحمدافضل قابت اله ms096 ابادی 172
فصل 860
فصل 861
فصل 862
فصل 869
* PageV01P180
128]
فصل 880
PageV01P181
فصل 886
129)
130)
131]
فصل 901
فصل 902
فصل 903
این شیشهآ نازک چو حباب است، ببینید PageV01P184
حرف الثاء - میرمهدی حسینی ثاقب مدراسی 1/851
فصل 908
فصل 909
،1»
132)
فصل 914
فصل 915
من القصائد
حرف الجیم - نورالذین عبد الر حمان بن احمد جامی /191
بود در رایت و رای و جبین و روی او پنهان
سه دیگر زینت دنیا، چهارم نصرت ایمان
لقای اوست در مجلس، لوای اوست در میدان
هر کجا در شعر من معنی خوش را دیدهاند
راست میگفت آن که معنیهاش را دزدیدهاند
خرف البیم - نورالدین عبدالرحمان بن احمد جامی /292
فصل 930
فصل 933
فصل 935
فصل 936
فصل 937
وین ناوکی که خسته دلم را ز شست کیست؟
فصل 940
فصل 943
14*
شد در رهت غبار و هنوزش هوای توست PageV01P194
فصل 950
فصل 951
PageV01P195
سرود بیخودی و آه عاشقانهآ خویش
کسی نکرده چو من رقص در ترانهآ خویش
چنان که دانه کشد مور سوی خانهآ خویش
PageV01P196
فصل 964
فصل 965
فصل 966
از چشم مردم باریک بین نهان شدهام
فصل 970
فصل 971
رسد به عرض نفیرم ز تنگ نای جهان PageV01P197
بیا که هجر تو برداشت از میان هر دو
فصل 978
از غم عشق تو فریاد و فغانی داشتی
طالب وصل تو بودی هر که جانی داشتی PageV01P198
و له
13]
فصل 989
فصل 993
فصل 994
فصل 997
*48
(136]
نماید آن چنان خود را که پنداری نمیداند
فصل 1003
137)
فصل 1007
فصل 1010
فصل 1012
[138)
اوزگریهآ من گوشهآ دامان گله دارد
گلچین بهار تو ز دامان گله دارد
از نکهت آن زلف پریشان گله دارد
ازنجیر به تنگ آمد و زندان گله دارد
از مذهب من گبر و مسلمان گله دارد
نظاره ز جنبیدن مژگان گله دارد
6 PageV01P205
[ملا جعفری تبریزی]
فصل 1030
[141]
فصل 1035
فصل 1036
فصل 1037
فصل 1039
*1*
فصل 1042
فصل 1043
فصل 1044
فصل 1046
* PageV01P210
فصل 1048
فصل 1049
143]
فصل 1055
PageV01P211
خیال کاکلی هر شام بر پا گشت زنجیری
فصل 1059
141]
فصل 1062
فصل 1063
فصل 1065
فصل 1071
فصل 1073
فصل 1074
فصل 1075
فصل 1076
فصل 1078
بین که داغ تو اندر دلم کجاست که نیست PageV01P217
فصل 1083
فصل 1085
فصل 1086
47 PageV01P218
فصل 1089
فصل 1090
147]
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها
جرس فریاد می دارد که بربندید محملها
فصل 1099
فصل 1100
آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت PageV01P221
فصل 1103
فصل 1104
فصل 1106
PageV01P222
فصل 1108
فصل 1110
فصل 1113
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود
نه هرکه آینه سازد، سکندری داند
نه هرکه سر بتراشد(1، قلندری داند
فصل 1123
فصل 1124
فصل 1125
* PageV01P224
فصل 1128
PageV01P225
فصل 1131
فصل 1134
فصل 1136
فصل 1138
فصل 1139
4 PageV01P226
چشم بد دور که خوش شعبده باز آمدهای
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی
مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی
[148]
(150]
حرف الحاء - ملا حیدر کلوج هراتی /249
فصل 1159
فصل 1160
فصل 1163
فصل 1164
فصل 1165
[151]
ورنه کی آن نامسلمان را غم فردای ماست؟
فصل 1171
عشق هر لحظه به داغ دگرم میسوزد
فصل 1175
ابر از تو به گریه، غنچه خندان از توست!
چشم کرمم هزار چندان از توست PageV01P231
[152]
فصل 1182
(153]
153]
[حزیتی خراسانی]
156]
[157]
فصل 1204
که مست بودم و کردم خیال خانهآ خویش PageV01P235
[158)
44*
فصل 1213
فصل 1214
چه کنم؟ دلی ندارم که فراق دیده باشد PageV01P236
[159])
فصل 1217
160]
[حیدری تبریزی]
فصل 1224
أملا حیاتی کیلانی]
* PageV01P238
فصل 1228
163]
164]
(165]
فصل 1237
*94*
فصل 1241
فصل 1242
167)
[حکیم حاذق کیلانی)
بت پرستی کی کند گر برهمن بیند مرا PageV01P242
0*
فصل 1249
168]
فصل 1251
چه قلیان ms137 این دم و دود از طفیل هم نفس دارم
نظر برگرد راه و گوش بر بانگ جرس دارم PageV01P243
(169]
فصل 1257
فصل 1259
سینه مالد بر زمین چون سایه ابر از تشنگی PageV01P244
حرف الخاء- میرزا امام فلی حسمت اصفهانی 2451
فصل 1266
وی لعل نوشین تو را صد شکرستان در بغل!
فصل 1269
فصل 1270
فصل 1271
3 PageV01P246
مستزاد
فصل 1276
فصل 1283
فصل 1286
PageV01P248
فصل 1288
فصل 1289
فصل 1293
فصل 1294
173]
PageV01P250
فصل 1298
4»
فصل 1300
فصل 1301
فصل 1305
PageV01P251
فصل 1310
فصل 1314
فصل 1315
فصل 1316
* PageV01P252
عمری است که بیمارم و عیسی نفسی نیست
چون نی همه فریادم و فریاد رسی نیست
ما را ز وفای تو جز این ملتمسی نیست
فصل 1323
فصل 1324
فصل 1325
فصل 1328
فصل 1329
فصل 1331
فصل 1333
فصل 1334
فصل 1335
فصل 1337
فصل 1338
فصل 1339
فصل 1342
فصل 1345
فصل 1347
فصل 1349
171)
4»2
فصل 1357
ز موج سیل صحن خانهآ من بوریا دارد
4»»
فصل 1361
که بر دیگ گداز خویش چون تبخاله سرپوشم PageV01P257
خرف الکاء- مولوی ممدحسن علی مالهی /259
فصل 1367
فصل 1370
فصل 1374
فصل 1377
فصل 1378
فصل 1379
ول
177]
دریای خون روان شد و در یتیم ماند
شیره از خمخانهآ سعدی که در شیراز بود
ترک تارک گیرم و هرگز نگیرم ترک ترک
فصل 1389
فصل 1391
تاراج جان تلقین مکن آن هندوی بیباک را
فصل 1394
فصل 1395
4»9
بخفت نرگس و بیدار گشت و باز نخفت
فصل 1400
*94
فصل 1406
PageV01P268
فصل 1409
فصل 1410
فصل 1413
فصل 1414
چون طاقت آن نیست که با یار بگویم
کاو را سخنی زین دل افگار بگویم PageV01P269
فصل 1420
فصل 1422
فصل 1423
** PageV01P271
هرچند ms155 وصفت میکنم، در حسن ز آن بالاتری
[128)
فصل 1439
فصل 1440
180]
فصل 1442
نمی آیم به خود، جایی از این عالم برون دارم
فصل 1445
فصل 1447
PageV01P274
حرف الخاء - امیرالأمرا صمصام الدوله خان دوران خان /275
فصل 1453
فصل 1456
45»
بهار از تو، گل از تو، هر دو عالم از تو، یار از من
[182)
183)
آه سحر است و دگر [این](1 چشم تر ما
(184)
[185]
وتلفاء - مولوی مصطفی علیخان حولسدن 279
حرف الخاء - مؤلوی لمضقکی علیخان خوسدل /281
فصل 1479
فصل 1480
د*
14 4* PageV01P281
فصل 1486
شستهام زین آب دلق نام و ننگ خویش را
کن مقابل با من آن دل همچو سنگ خویش را
فصل 1493
فصل 1494
4 PageV01P282
»3
ور نیفتادی ز پا، آمادهآ شوری چرا؟
شمع آسا میگدازی از تب دوری چرا؟
فصل 1505
فصل 1506
دل به فریاد و فغان طرفه به جوش است امشب
نالهآ نی ز پی رخست هوش است امشب
دیدهآ زار چو دریا بخروش است امشب
که جوش دیدهآ من رونق سحاب شکست
فصل 1515
فصل 1516
ز تشنگی جگر خود مکید و هیچ نگفت
قبای خویش به پیشم درید و هیچ نگفت
* PageV01P285
فصل 1525
فصل 1527
4 PageV01P286
فصل 1532
فصل 1536
»**
فصل 1539
فصل 1542
فصل 1547
* PageV01P288
حرف الخاء- مولوی مصطفی علیخان خوشدل /289
فصل 1551
فصل 1552
فصل 1554
فصل 1558
فصل 1561
فصل 1565
فصل 1566
فصل 1568
جیب را چاک زدن از سحر آموختهام
فصل 1572
فصل 1575
فصل 1576
44*4
فصل 1578
42 PageV01P291
فصل 1580
*24
فصل 1584
*»
فصل 1587
فصل 1588
*5* PageV01P292
فصل 1590
فصل 1591
فصل 1592
فصل 1593
فصل 1595
فصل 1597
فصل 1601
فصل 1602
فصل 1605
* PageV01P294
هلاکم میکند این جا نگاه عشوه ساز او
*وه9*
فصل 1613
فصل 1619
حعرف الخاء - محقدار تضا علی خان خوشنود /297
ریخت اشکی که ز چشمم شرری پیدا کرد
بهر نظاره ز هر رخنه دری پیدا کرد
می به مینا همه تن چشم تری پیدا کرد
چون تو نازک بدنی، خوش کمری پیدا کرد
داشت ربطی که به او، با دگری پیدا کرد
فصل 1627
فصل 1632
[مولانا میرزا داود مشهدی]
فصل 1636
[دیوانهآ عشق بغدادی]
(189)
فصل 1642
فصل 1643
قطرهای تا میتواند شد، چرا گوهر شود؟
6*
در میان انجمن پروانه سرگردان کیست؟
* PageV01P304
حرف الدال - میررضی دانش مشهدی 305
فصل 1657
فصل 1660
فصل 1661
فصل 1662
فصل 1664
[دردی سمرقندی]
فصل 1676
فصل 1677
،2 PageV01P307
فصل 1679
193]
لعلی است این که در گره روزگار نیست PageV01P308
فصل 1684
نیست چون گل از گریبان فرق تا دامن مرا
*22
فصل 1690
به رنگ شمع یکسان است حکم پیش و پس اینجا
فصل 1694
فصل 1695
PageV01P310
حرف الدال - خواجه میردرد شاهجهان آبادی /311
فصل 1699
فصل 1700
فصل 1702
فصل 1703
فصل 1704
به رنگ سایه بر دوش من افتادهست بار من
کند زیر و زبر چون شیشهآ ساعت غبار من
فصل 1715
در فصل بهار محو روی تو گذشت
هیچ است تمام این تماشا، هیچ است
یک باده به چند رنگ ریزد بر جام
[195]
فصل 1741
فصل 1744
فصل 1746
فصل 1748
[198
فصل 1754
فصل 1757
به جان تو که کنم جمله را به تو تسلیم ms185 PageV01P320
ز طرهآ تو به فردوس بردهاند نسیم
*)1
فصل 1763
فصل 1767
[میررضی آرتیمانی]
فصل 1771
سینه شود شعله ریز، دیده شود اشک بار؟!
میکدهها بایدم از پی دفع خمار
204]
جز این قدر که دلم سخت آرزومند است
فصل 1778
فصل 1781
بس است همچو منی را خیال همچو تویی PageV01P324
خوی تو نه دهر است، ستمکاری چیست؟
205)
فصل 1793
فصل 1798
[207)
فصل 1802
فصل 1804
(
فصل 1807
فصل 1808
فصل 1810
*** PageV01P328
حرف الراء - میرزا حسن بیگ رفیع قزوینی /2299
فصل 1813
** PageV01P329
فصل 1816
فصل 1817
[209]
210)
فصل 1824
چو برق جوهر تیغم ز پیچ وتاب خود است
فصل 1827
فصل 1829
** PageV01P331
[211]
فصل 1839
فصل 1840
فصل 1843
فصل 1844
[امیر رضایی رضوی]
[شیخ محمدرضا تتهای]
مشت خاک ما غبار کوچهآ یاری نشد PageV01P334
[215]
فصل 1854
216)
فصل 1858
[217)
فصل 1864
به چه درد مرده باشد که تو را ندیده باشد PageV01P336
حرف الراء - سید جعفر روحی رنبیرپوری 223
[218)
14* PageV01P337
219)
فصل 1880
فصل 1881
فصل 1883
فصل 1884
وصیتی است، بیا تا مرا زبانی هست
که از خدنگ تو بر دل مرا نشانی هست PageV01P339
نه فکر سود و نه اندیشهآ زیانی هست
در آن چمن که چو شبنم نگاهبانی هست
فصل 1890
فصل 1892
فصل 1893
3 PageV01P340
(*
فصل 1896
فصل 1897
شد به ساغر باده خون از حسرت لبهای تو
ترسم از مژگان من خاری خلد در پای تو
میکشد امروز ما را وعدهآ فردای تو
ل
9 PageV01P342
فصل 1907
بس که میبازد رخ او از نزاکت رنگها
گل بر این دیوانه باشد سختتر از سنگها PageV01P343
فصل 1911
فصل 1913
که دم زدن زغم خویش مشکل افتاده است PageV01P344
224)
فصل 1917
فصل 1918
که ز درد طرفه دارم به دل اضطراب بی تو
فصل 1923
فصل 1924
فصل 1926
فصل 1927
فصل 1928
دارد از اختر فلک چشم تماشا بر زمین
فصل 1931
رشتهآ شمع است چون زنجیر پا پروانه را PageV01P348
حوف الواء - میرمبارک الله خان راغب بلخی /349
فصل 1936
فصل 1938
فصل 1939
فصل 1940
فصل 1942
فصل 1943
فصل 1944
** PageV01P349
فصل 1946
4r4
فصل 1949
فصل 1952
فصل 1955
فصل 1956
فصل 1958
فصل 1959
فصل 1963
در جهان باشد چو من آشفتهآ ناکام کم
فصل 1969
ندارد حاجت رنگ حنا آن شوخ بر ناخن
فصل 1974
فصل 1975
فصل 1976
فصل 1977
فصل 1978
227]
فصل 1980
3 PageV01P355
فصل 1984
فصل 1988
فصل 1990
فصل 1991
سنگ طفلان بهر شهرت بس بود دیوانه را
فصل 1998
مولانا زلالی خراسانی]
فصل 2002
[ملا زمانی یزدی]
فصل 2005
فصل 2006
در سراپای معشوق گوید:
[امیر زنده دل ساوی]
[مولانا زکی همدانی]
فصل 2014
فصل 2016
فصل 2019
می خواست تلافی کند، آزرده ترم کرد PageV01P362
فصل 2021
*6،
شیخ فاخر زایر اله آبادی]
فصل 2027
[235]
کور بهآ چشمی که لذت گیر دیداری نشد
[مسمات زایری ایرانی]
خون دل خوردهام و این هنر آموختهام PageV01P365
طرفه کاری که به خون جگر آموختهام
همه از مردم صاحب نظر آموختهام
من ز استاد قضا این قدر آموختهام
237)
فصل 2042
حرف الزاء - زراتشت پوربهرام پردو /369
[238)
من قصیدة
لعل گردد در بدخشان، یا عقیق اندر یمن
شاهدی را حله گردد، یا شهیدی را کفن
صوفیای را خرقه گردد، یا حماری را رسن PageV01P372
چون عروسان طبیعت رخت بندند از بدن
فصل 2055
اوله
فصل 2063
فصل 2065
فصل 2067
فصل 2069
فصل 2072
فصل 2074
ز راه صدق و یقین، نی ز راه کذب و گمان
جمال ملت و دین خواجهآ جهان سلمان
گر لگن را طلبد شاه ز من، میسوزم
من قصائد
فصل 2080
غزلیات
به اقبالت مگر کاری برآید زین میان ما را
فصل 2084
فصل 2085
فصل 2091
فصل 2093
243)
فصل 2098
فصل 2099
24*
6،)
(244
فصل 2105
246)
فصل 2109
فصل 2117
فصل 2118
فصل 2119
بیت
(4
قطعه بند
فصل 2127
»*
فصل 2130
فصل 2133
کشفی که ظاهر است از او، کشف عورت است
فصل 2137
بوله
فصل 2143
250]
251)
فصل 2147
252]
فصل 2152
فصل 2153
فصل 2154
فصل 2155
فصل 2156
فصل 2157
فصل 2158
3 PageV01P394
حرف السین- فیدرا جادن الدین شیدت * وری 392
فصل 2163
لله
[255]
فصل 2176
فصل 2177
**8
256)
فصل 2181
فصل 2182
دوزخی نبود بتر از گرمی صحبت مرا
کردگر گردون دون محروم از دولت مرا PageV01P398
فصل 2187
فصل 2190
فصل 2191
مجو در هند شهر عافیت آرامگاهم را
نماید سایهآ بال هما روز سیاهم را
فصل 2195
فصل 2196
فصل 2197
فصل 2199
فصل 2200
فصل 2201
فصل 2203
14b
سرمه جای خاک صیادم مگر بر دام ریخت PageV01P400
فصل 2207
فصل 2210
فصل 2212
فصل 2214
فصل 2215
فصل 2218
فصل 2219
فصل 2220
فصل 2221
* PageV01P402
فصل 2227
فصل 2229
که در صد دل بود چون رشتهآ تسبیح راه او
2576]
شکستنهای رنگ گل تو را از خواب بردارد PageV01P404
(258)
فصل 2241
از طبیبان بعد مردن فکر درمان میشود
غنچه گل میگردد این جا، گر پریشان میشود PageV01P405
فصل 2247
فصل 2249
فصل 2250
259)
از این خواری به عالم اعتباری کردهام پیدا PageV01P406
فصل 2258
فصل 2259
فصل 2264
فصل 2265
فصل 2266
262]
ولا
263)
فصل 2273
265]
(266)
ذره کمتر، یا دهانت، یا دل افگار من؟
شهد خوشتر، یا لبت، یا لفظ گوهر بار من؟
قامت تو راستتر، یا سرو یا گفتار من؟
هجر تو دل سوزتر، یا نالههای زار من؟
آسمان گردنده تر، یا خوی تو، یا کار من؟
267)
فصل 2284
فصل 2285
فصل 2287
[مولانا شهیدی قمی]
فصل 2293
نمی سوزی تو از نزدیک و من از دور میسوزم PageV01P418
فصل 2296
270]
فصل 2299
فصل 2301
فصل 2302
فصل 2307
272]
273]
(شانی تکلو]
[275]
چه غم دارم که در عالم امینالدین حسن دارم
فصل 2322
دانم که تو نستانی و من هم نفروشم PageV01P423
فصل 2324
گوی بازیچهآ طفلان بود افلاک آنجا PageV01P424
فصل 2327
که چون غافل شوم از وی، دوان سوی تو می آید
فصل 2331
فصل 2332
*** PageV01P425
فصل 2338
فصل 2339
18)
فصل 2341
» ال PageV01P426
فصل 2343
فصل 2344
* *
فصل 2351
سایهوارم جسم زار از خاک نتوان برگرفت PageV01P427
فصل 2353
فصل 2354
با سر زلف تو ناز شاخ سنبل برنداشت
444*
از سر هر موی نیشی در دل پر خون شکست
فصل 2362
فصل 2365
فصل 2366
فصل 2370
فصل 2378
فصل 2382
فصل 2384
فصل 2387
فصل 2388
فصل 2391
فصل 2395
فصل 2399
PageV01P432
فصل 2402
فصل 2404
[278)
فصل 2411
278)
تا قیامت زنده میخواهم چراغ خویش را
تا به کی از می تهی بینم ایاغ خویش را؟
باغبان از آب دارد تازه باغ خویش را PageV01P435
*84
فصل 2423
فصل 2424
فصل 2425
فصل 2426
فصل 2427
حرف الشین - محمداسحاق شوکت بخاری /237
فصل 2429
فصل 2430
3*
که گاهی سایبان بر سر کنی، گه بر کمر پیچی
شناسم بوی زلفت را اگر در مشک تر پیچی
فصل 2437
سوخت آخر زآتش سنگ صنم هندوی ما
موی سر شد جوهر آیینهآ زانوی ما
فصل 2443
فصل 2445
فصل 2446
فصل 2447
فصل 2451
«8
** PageV01P440
خیال حلقهآ چشم پری کردم رکابش را
پریدنهای رنگم واکند بند نقابش را
فصل 2459
فصل 2462
فصل 2463
فصل 2464
فصل 2465
فصل 2471
گردباد من غبار دامن صحرا بود
چشم ما را سرمه از خاکستر عنقا بود PageV01P442
فصل 2474
فصل 2475
فصل 2477
فصل 2480
فصل 2481
حرف الشین - کل محمد معنی یاب خان شاعر پنجابی 2451
283]
فصل 2488
285]
فصل 2490
همچو نرگس در میان باغ بیدارم عبث PageV01P446
286]
[387)
فصل 2498
فصل 2499
فصل 2500
فصل 2502
حرف الشین - لچهمن نارائن شفیق اورنگ آبادی /449
فصل 2504
فصل 2505
فصل 2506
فصل 2507
فصل 2509
فصل 2510
فصل 2511
288)
فصل 2513
حرف الشین - مولوی غلام غوث شوقی گوپاموی 4511
فصل 2515
فصل 2520
فصل 2521
فصل 2522
289)
در چشم زدن از برم آن تازه جوان رفت
کان سرو خرامنده زگلزار جهان رفت؟
از گردش افلاک به تاراج خزان رفت
از عرصهآ گیتی چه قدرگرم عنان رفت
بنگرکه بهیک چشم زدن رفت وچهسان رفت PageV01P453
آشوب قیامت به سر ماتمیان رفت
در مهد لحد یار چو در خواب گران رفت
آن حرف که از سوز درونم به زبان رفت
زد نعره و از پهلوی من اشک فشان رفت
از دهر چو سر حلقهآ شیرین سخنان رفت
از گلشن ایام چو آن غنچه دهان رفت
تا از سر من برق صفت جلوه کنان رفت
آن مونس جان چون ز جهان گذران رفت
در گوشه چو از چشم من آن سخت کمان رفت
رفتی و چهها بر من بیتاب و توان رفت!
چون بلبل روح تو به گلگشت جنان رفت PageV01P454
با آن که جدا از تو چهها بر دل و جان رفت
در راه تو چون قافلهآ ریگ روان رفت
کی یاد تو از خاطر ناشاد توان رفت ms273
گویم سخن بوسه که رازی به از این نیست
(290)
فصل 2549
فصل 2550
5»
دلم کشیده به خود طفل بوالهوس به دو دست PageV01P456
فصل 2553
فصل 2554
فصل 2556
292)
فصل 2559
فصل 2561
فصل 2563
فصل 2564
فصل 2566
فصل 2567
فصل 2570
فصل 2571
7»1
فصل 2573
فصل 2576
فصل 2578
فصل 2579
فصل 2580
فصل 2581
4»1 PageV01P462
حرف الضناد- میرزا محقد علی صاتب اصفهانی /463
فصل 2584
فصل 2585
فصل 2586
فصل 2587
فصل 2589
فصل 2590
فصل 2593
فصل 2594
33 PageV01P464
فصل 2599
فصل 2600
فصل 2601
فصل 2604
** PageV01P465
فصل 2606
فصل 2607
فصل 2608
فصل 2609
فصل 2610
فصل 2611
فصل 2612
به صفایی که تو از خانه بدر میآیی PageV01P466
که چو خورشید تو با تیغ و سپر میآیی
****
[میرصیدی طهرانی]
فصل 2619
فصل 2620
فصل 2621
[294]
296)
فصل 2631
به ابرو بین که جا بر چشم دارد از خمیدنها
که گوش همنشینان بست آواز طپیدنها
کنون از چشم تر دارم تمنای چکیدنها PageV01P470
297)
فصل 2636
[298)
که هنوز از ره طفلی بود آلودهآ شیر
چشم نازش ز شکر خواب نمیگردد سیر؟
سیلی دهر نخورده است، بر آن سخت مگیر!
هر چه گوید سر تسلیم بیفکن در زیر
بلکه او هم شود از رسم جفا منع پذیر
صید پر بستهآ خود را نکشد بیتقصیر
خاطرش از تو، و باشد زتو یک دم دلگیر
299)
فصل 2652
فصل 2653
فصل 2654
یا شکوهآ بینهایتی از تو کنم
پیش تو مگر شکایتی از تو کنم PageV01P474
فصل 2661
فصل 2663
فصل 2664
فصل 2666
چه لازم است که چون غنچه بسته لبباشی
چه میشود اگر آیی و چند شب باشی؟
303]
فصل 2671
فصل 2673
فصل 2675
فصل 2676
* PageV01P477
فصل 2679
فصل 2680
فصل 2682
فصل 2683
فصل 2684
فصل 2685
فصل 2687
فصل 2688
4 PageV01P478
فصل 2691
من و در برت کشیدن، تو و احتراز کردن
فصل 2696
خرف الصاد- شیخ نظام ضمیری بلگرامی 4/12
فصل 2698
فصل 2703
فصل 2704
فصل 2705
305]
فصل 2707
فصل 2708
[شاه طاهر دکهنی]
فصل 2712
فصل 2716
*28
(2309
فصل 2719
فصل 2721
فصل 2725
فصل 2730
[310]
خرف اللیء- هیررا عبه الباکی یی. موسوی 4827
فصل 2734
امیرزا عبدالباقی طبیب موسوی]
نمیدانم به امید چه بلبل آشیان بندد؟
312]
فصل 2741
فصل 2743
313]
فصل 2745
*ما
فصل 2747
314]
فصل 2753
فصل 2754
فصل 2755
فصل 2757
فصل 2758
* PageV01P495
فصل 2760
0،»
فصل 2763
3»
فصل 2767
کوچه گردی است به جا، گرچه زمینگیر شدیم PageV01P496
فصل 2772
فصل 2773
فصل 2776
فصل 2777
»4
318)
319]
320)
که از نظارگیان نعره و فغان برخاست PageV01P502
گرم تو دست نگیری، کجا توان برخاست؟
فصل 2791
فصل 2793
4»،
فصل 2796
به چه عذر جان نبخشم به دو چشم شنگ او من؟
به چه حیله واستانم دل خود ز چنگ او من؟
فصل 2800
وله ms304
فصل 2804
مشکبوی و مشک رنگ و مشکسای و مشکبار؟
ور قرار از ما نبرد او، خود چرا شد بی قرار؟
ورنه می خوردهست چشمش، از چه باشد درخمار؟
او به حسن خویش نازد، من به مدح شهریار
آفتاب ملک، امین ملت و فخر تبار
تا جهان باشد همین مر شاه را این یادگار PageV01P506
323]
فصل 2812
325]
غره مشو که گربهآ زاهد نماز کرد
369]
3270]
329]
فصل 2826
فصل 2828
فصل 2832
فصل 2833
هزار شمع بکشتند و انجمن باقی است PageV01P514
حرف العین - مولانا سید محمد عرفی شیرازی 151 5ا
8*
فصل 2838
فصل 2839
فصل 2840
فصل 2842
فصل 2844
فصل 2845
فصل 2846
فصل 2847
6*3
فصل 2851
[آقا علی کیلانی]
331)
(332
[3333)
فصل 2863
فصل 2864
فصل 2865
چون شدم پیرانه سر، با من جوانی میکند
آن چه با من این بت مازندرانی میکند PageV01P518
[334)
سر به روی او عیان همچون حباب استاده است
که باشد صافی آیینه شبنم آفتابش را
نمیدانم که داد این سرمه چشم نیم خوابش را؟
فصل 2878
فصل 2880
فصل 2882
فصل 2883
فصل 2884
فصل 2885
فصل 2888
فصل 2890
*4»
فصل 2893
فصل 2894
فصل 2895
فصل 2897
فصل 2898
فصل 2900
4ل PageV01P524
حرف العین - شیخ ناصر علی سهرندی 251ک
d0
فصل 2908
فصل 2913
سر به سر چون خار ماهی خشک شد رگهای من
شد نهان در دیدهام چون شمع سر تا پای من PageV01P525
فصل 2918
335)
گفت: با هجرم بسازد، گفتمش: دیگر چه گفت؟
گفتمش: جمع است از پا خاطرم، از سر چه گفت؟
فصل 2923
حرف العین - میرزا محمد عالی شیرازی /9 ا 5
فصل 2926
فصل 2927
فصل 2928
فصل 2929
فصل 2930
فصل 2931
فصل 2932
فصل 2933
فصل 2935
فصل 2937
r44
فصل 2941
4 PageV01P530
فصل 2943
فصل 2946
فصل 2947
24 »1»
فصل 2949
فصل 2950
3371])
فصل 2958
[338]
فصل 2963
فصل 2966
329)
فصل 2968
فصل 2971
341]
فصل 2977
چو مژگان در سواد چشم آهوخانهای دارم PageV01P537
»2
فصل 2982
فصل 2983
فصل 2984
(343]
فصل 2990
در گلزار بربندند و گلچین در چمن باشد PageV01P539
فصل 2992
فصل 2993
فصل 2996
مزف النیل- عارتالدین خان عاجز ms329 اورتکابادی 5412
فصل 3002
فصل 3005
(345)
فصل 3008
فصل 3011
به فرقم هم که پا زد، جا دهم در چشم پایش را
نشیند بر دل او، هر قدر خیزد غبار از من PageV01P543
34]
[348
دم جان بخش مسیحا و کلام تو یکی است
رفتن عمر من و طرز خرام تو یکی است
فتنه بر پا شدن حشر و قیام تو یکی است
مطلع صبح بهار و لب بام تو یکی است
سینهآ چاک من و حلقهآ دام تو یکی است
(349
(351)
فصل 3028
فصل 3029
352]
فصل 3031
که بلبل میشود اهل چمن از خوش صفیریها
فصل 3035
فصل 3037
فصل 3038
فصل 3039
فصل 3040
فصل 3042
فصل 3043
فصل 3047
353)
(354)
(355)
[مولانا ms337 غزالی هراتی]
میکشت یکی را و نظر بر دگری داشت PageV01P553
[358]
کنم زنجیر پای خویشتن دامان صحرا را
که چون آید به محفل شیشه خالی میکند جا را
فصل 3060
ل PageV01P554
دندان طمع کند نشد در دهن ما
فصل 3065
فصل 3066
فصل 3068
4»1
فصل 3070
فصل 3074
فصل 3077
فصل 3078
فصل 3080
* PageV01P556
فصل 3083
3599)
که میبالد به خود این راه چون تاک از بریدنها
فصل 3094
فصل 3098
در مناجات
[میرغلام نبی بلگرامی]
362)
فصل 3107
363)
حرف الغین - میر غصتفر حسین بتخرافی 5727
فصل 3110
فصل 3111
فصل 3112
فصل 3113
365)
لف ونشر مرتب
362]
زنده میدارم تو را، بهر چه زارم میکشی؟
9 %~% 3
فصل 3127
فصل 3128
فصل 3129
فصل 3132
فصل 3134
فصل 3135
فصل 3136
فصل 3137
فصل 3140
14 PageV01P570
فصل 3144
368]
فصل 3150
فصل 3153
371]
فصل 3155
فصل 3157
فصل 3158
4 PageV01P574
فصل 3161
فصل 3162
144*
فصل 3164
فصل 3165
فصل 3166
فصل 3169
* PageV01P575
فصل 3171
*64
فصل 3175
فصل 3176
[372]
سحرگه چون دعای بیاثر نومید گشتم PageV01P577
372]
فصل 3187
374)
23 PageV01P578
[375]
فصل 3192
فصل 3193
چو شمع بسوخت درون، از برون گداخت مرا
فصل 3196
[379]
که فیض هم به ظهوری از این جناب رسید
فصل 3202
[380)
فصل 3205
3811]
فصل 3210
(382)
فصل 3213
فصل 3214
فصل 3216
فصل 3218
(384)
خانهآ هستی ز پا افتاد و گردی برنخاست
از نژاد عشق چون پروانه مردی برنخاست
فتنه یکی هزار شد، نرگس سرمه سای را
فصل 3224
فصل 3225
فصل 3227
فصل 3229
* PageV01P587
آن سنگدل یار مرا افسانهام خواب آورد
فصل 3236
ز سر این فتنه را بر پا نکردی، کاش میکردی!
[386]
فصل 3244
فصل 3248
فصل 3249
فصل 3252
فصل 3254
فصل 3257
* PageV01P590
فصل 3260
[388]
وز لب شیرین تو شوری ست در هر خانهای
آشنا را حال این است، وای بر بیگانهای!
[389)
عشق و بیماری و غربت، مشکل اندر مشکل است
فصل 3277
[391]
[ملا قیدی شیرازی]
393)
فصل 3286
4 PageV01P598
فصل 3289
فصل 3293
آب چون کم شود، از چشمه گل آید بیرون
زلف را گویا به مستی در شراب افکندهای PageV01P599
فصل 3298
فصل 3299
فصل 3300
نوبت به ما چو افتاد، آتش به جام کردند PageV01P600
1444*
چشمی و خون در آستین، اشکی و طوفان در بغل
گل غنچه گردد تا کند بوی تو پنهان در بغل
رباعیی
395]
396]
فصل 3317
فصل 3318
فصل 3319
4 PageV01P602
فصل 3323
فصل 3324
[398]
399)
فصل 3327
فصل 3329
فصل 3330
400]
فصل 3333
فصل 3334
در مقتل مظلومان این است نشان ما
فصل 3338
فصل 3339
فصل 3341
فصل 3342
فصل 3343
حرف القاف - میرزا محمد حسن قتیل لاهوری /11
فصل 3350
فصل 3351
** PageV01P611
فصل 3353
فصل 3358
فصل 3359
فصل 3361
فصل 3362
کنون آن به که بر خاک از غمش چون نقش پا افتم
زخم من به شدنی نیست ز تدبیر کسی
خون من کرد حلال دم شمشیر کسی PageV01P613
فصل 3372
فصل 3374
فصل 3375
حرف القاف - محمد قدرت الله گوپاموی 171
فصل 3378
فصل 3381
فصل 3385
*** PageV01P617
فصل 3387
فصل 3392
r14»
افکند و خوش نشست که باری به دوش داشت PageV01P618
سرخی آن آبروی بادهآ گلفام ریخت
داشتم مشت پری کز حلقههای دام ریخت
کز سر خاک شهیدان تو گردی برنخاست PageV01P619
فصل 3407
فصل 3410
فصل 3411
فصل 3412
فصل 3413
فصل 3414
فصل 3415
** PageV01P620
حرف القاف - محمد قدرت الله گوپاموی 612
فصل 3418
فصل 3425
فصل 3428
فصل 3432
فصل 3433
برق خوش، یا جلوهات، یا آه آتش بار من؟
فصل 3437
فصل 3440
فصل 3441
دل من ز غصه خون شد، جگرم کباب کردی
فصل 3444
4ل
فصل 3447
فصل 3454
وآن گهی دزدیده در ما مینگر، گفتم: به چشم
بر فشان آنجا به دامنها گهر، گفتم: به چشم
باز میسازش چو شمع از گریه تر، گفتم: به چشم
هم به مژگانت بروب آن خاک در، گفتم: به چشم
تا سحرگاهان ستاره میشمر، گفتم: به چشم
الوداع ای زهد و تقوی، الفراق ای عقل و دین!
ما را گله از بخت خود است، از دگری نیست
اندیشه از آن است، که با ماش سری نیست PageV01P628
فصل 3466
فصل 3467
[405]
فصل 3471
فصل 3472
فصل 3473
5*
فصل 3475
فصل 3476
فصل 3479
فصل 3480
فصل 3481
فصل 3483
40]
فصل 3487
PageV01P632
فصل 3496
** PageV01P633
فصل 3499
فصل 3500
فصل 3502
فصل 3506
فصل 3508
فصل 3511
فصل 3515
37 PageV01P636
فصل 3521
فصل 3528
فصل 3529
(409)
فصل 3531
410]
411)
412)
حرف الکاف - محمدباقر خان گوهر مدراسی /41
باده شد صرف و هوا در دل مینا باقیست
فصل 3548
فصل 3549
فصل 3551
فصل 3552
فصل 3553
PageV01P642
413]
حرف الام - مسمات لاله خاتون کرمانی 645
فصل 3562
فصل 3565
[415]
(416]
فصل 3571
(41
غمش با هر دلی سودا و بازاری دگر دارد
که چشمش چون تو در هر گوشه بیماری دگر دارد
فصل 3577
فصل 3578
فصل 3579
فصل 3580
[مولانا موالی تونی]
[خواجه حسین مروی]
[میرزا قلی یی واتی]
فصل 3590
فصل 3594
422)
(423)
که عکس سنبل اندر آب از باد وزان لرزد
چو مرغی کز نسیم صبحدم در آشیان لرزد
که رمح مو شکاف اندر کف شاهجهان لرزد
من غزلیات
فصل 3604
نخستین رفتن خویشم به گوشش یاد میآید PageV01P654
بازاین چه نوحه و چهعزا وچه ماتماست؟
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است؟
کآشوب در تمامی ذرات عالم است
این رستخیز عام که نامش محرم است
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
این صید دست وپازده درخون حسین توست
دود اززمین رساند به گردون، حسین توست
زخم از ستاره بر تنش افزون، حسین توست
از موج خون او شده جیحون، حسین توست
کز خون او زمین شده گلگون، حسین توست
خرگاه این جهان زده بیرون، حسین توست
شاه شهید ناشده مدفون، حسین توست
غیر بخت تیره گون، چون سایه در دنبال ماست PageV01P659
فصل 3622
فصل 3623
فصل 3624
(426]
[ملاملک قمی]
فصل 3630
که ترسم در صف محشر رسد دستی به دامانت PageV01P662
فصل 3632
[ملکی سرکانی]
[مئی کلال هندی]
فصل 3637
فصل 3638
*22 ms412
4311]
432]
[میرمنتهی طهرانی]
فصل 3647
فصل 3650
17 PageV01P666
فصل 3654
فصل 3655
فصل 3656
فصل 3658
فصل 3659
* PageV01P667
فصل 3662
فصل 3663
435)
حرف المیم - حکیم رکنا مسیحی کاشی 62
شام بیرون میروم چون آفتاب از کشورش
فصل 3667
فصل 3669
فصل 3671
فصل 3672
فصل 3673
44 PageV01P670
[مولانا مفید بلخی]
فصل 3678
فصل 3679
فصل 3681
** PageV01P671
فصل 3683
فصل 3684
فصل 3690
فصل 3696
فصل 3698
فصل 3699
فصل 3700
*5
فصل 3702
فصل 3703
فصل 3706
فصل 3707
فصل 3710
439)
که آه در جگر و ناله در دهن میسوخت
که همچو شعلهآ فانوس در کفن می سوخت PageV01P676
سپندوار نقطه بر سر سخن میسوخت
ستاره بر فلک و غنچه در چمن میسوخت
(440]
[مخلص کاشانی]
فصل 3724
خرف الیم. منرالدین مند ms422 موسوی من7’61
میجهد همچون سپند از خاطر او نام ما
همچو خون نافه پنهان شد شفق در شام ما PageV01P679
فصل 3733
فصل 3734
فصل 3735
22 PageV01P680
فصل 3743
*کا PageV01P681
6 ms424
فصل 3748
فصل 3749
فصل 3750
ز بس آغشتهآ داغ است جسم ناتوان من
که بخت خفته را افسانه خواهد شد فغان من
4» PageV01P682
رگ ابر است گویی رشتهآ شمع مزار من
نسیم گل نفس دزدیده می آید به باغ من
فصل 3766
که زخم کهنه را خاکستر عقرب دوا گردد
فصل 3770
فصل 3773
فصل 3774
فصل 3775
فصل 3776
446]
فصل 3787
فصل 3789
5 PageV01P690
فصل 3796
فصل 3801
(449]
فصل 3803
[میرمقبول قمی]
یکی بر روز من گرید، یکی بر روزگار من PageV01P693
فصل 3812
فصل 3813
(454]
حرف المیم - میرزا مظهر جان جانان 622
داد تشریف خدایی فیض تنهایی مرا
**4
فصل 3822
فصل 3823
فصل 3824
فصل 3825
فصل 3827
فصل 3829
فصل 3831
* PageV01P698
فصل 3838
فصل 3839
مخمس
455]
فصل 3844
456]
فصل 3847
میتوان کردن شبی گرد سرش قربان مرا
فصل 3854
فصل 3855
کز حریر خامه میآید نوای عندلیب؟
فصل 3861
فصل 3864
به رنگ آبشار اشکی که میریزم، صدا دارد PageV01P705
فصل 3867
فصل 3870
[458]
فصل 3872
فصل 3874
(459]
فصل 3878
فصل 3881
460)]
فصل 3883
فصل 3884
فصل 3885
که خفتن برق باشد خرمن عیش ms444 زلیخا را
پریشان کرد شاید شانه آن زلف سمن سا را
* PageV01P709
فصل 3890
فصل 3891
عبث از قید قفس میکنی آزاد مرا
فصل 3895
فصل 3896
فصل 3898
4 PageV01P710
*44
فصل 3902
فصل 3908
فصل 3909
*7*
ای منت بنده! چه خوش بنده نواز آمدهای!
فصل 3918
فصل 3919
4 PageV01P712
[سیف الملک مختار]
فصل 3928
فصل 3929
3»3
462]
حرف المیم - عوض رای مسرت شاه جهان آبادی 7151
9»م
فصل 3935
فصل 3936
به هر سو رقص بسمل بود، شب جایی که من بودم
463]
464]
5»4
به جز آهی ز آثار وجودم کس ندید اینجا
فصل 3951
فصل 3954
[غلام همدانی]
فصل 3959
بنشین نفسی، چون نفس باز پس است این
در خاک کنون طعمهآ مور و مگس است این
انگشت به دندان شد وگفتا: چه کس است این؟
[466)
فصل 3966
فصل 3967
467]
PageV01P720
[مسمات مهری هراتی]
469)
فصل 3975
470]
فصل 3978
فصل 3980
فصل 3981
471]
فصل 3983
ما چه گفتیم و چه کردیم و چه دیدی از ما؟
پیشتر بر سر آن کوی رسیدی از ما
فصل 3988
475)
476)
فصل 3996
فصل 3998
*3 PageV01P731
فصل 4007
فصل 4013
(3
فصل 4016
به ساقی تلخ میگویم که دل جای دگر دارم
فصل 4022
478)
479)
فصل 4033
[نادم گیلانی]
فصل 4042
فصل 4043
فصل 4045
فصل 4046
[481)
نشستهام چوکمان روز و شب به خانهآ خویش PageV01P736
*2*
[482)
فغان ازبلبلان برخاست، چون سوی چمن رفتم PageV01P737
[مولانا ناظم هراتی]
فصل 4060
(485)
(486]
(487)
فصل 4067
جز خراش دل نگین را حاصلی از نام نیست
فصل 4073
فصل 4074
* PageV01P741
0*2
فصل 4081
[488)
489)
490]
491)
فصل 4093
حرف النون - مولوی تواب علی نامی خیرآبادی 745
خار مژگان میشود هر لحظه دامن گیر اشک
تا که سوزد ساعتی، سازد دمی تقطیر اشک PageV01P745
فصل 4098
م
امسمات نهانی]
فصل 4103
فصل 4105
PageV01P748
مسدس ترکیب
چشم امید به راه تو گشادن غلط است
جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است
چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد
مربع ترکیب
[وحشی کاشی]
496)
فصل 4124
فصل 4126
فارغ بنشین، فرصت نظاره که دارد؟
فصل 4132
مرده را موجهآ دریا به کنار اندازد PageV01P753
فصل 4143
فصل 4144
فصل 4149
(498)
آرزو در سینه بشکن، جلوه آرا نازک است
[499)
فصل 4159
*** PageV01P756
7م
فصل 4171
فصل 4176
[500]
فصل 4179
فصل 4180
[502]
فصل 4183
فصل 4185
[504]
فصل 4191
وگرنه این همه تمهید برق و باران چیست؟
(505]
فصل 4198
فصل 4199
قیامت آمد، اما بعد چندین انتظار آمد PageV01P763
[506]
فصل 4206
فصل 4208
زان سبب چشمم بود از گریه چون اختر سپید PageV01P766
فصل 4212
فصل 4213
فصل 4214
فصل 4224
فصل 4225
[شیخ نورالدین واقف لاهوری]
خراب از سیل کردی خانه آباد جهانی را
PageV01P770
حرف الواو- شیخ نورالدین واقف لاهوری 711
فصل 4236
فصل 4237
فصل 4240
4 PageV01P771
فصل 4245
فصل 4249
فصل 4251
تیغ دریا دل خوبان دم آبم ندهد PageV01P772
حرف الواو- شخ نورالدین واقف لاهوری 2221
فصل 4259
فصل 4264
فصل 4266
فصل 4268
فصل 4269
فصل 4270
فصل 4271
* PageV01P774
PageV01P775
فصل 4286
فصل 4287
ترجیع بند
فصل 4293
فصل 4294
[510)
511]
[512]
فصل 4303
فصل 4307
که ذرات جهان آیینه باشد آفتابش را PageV01P783
فصل 4313
فصل 4315
همچو آن موجی که میگردد هویدا در شراب PageV01P784
زر به کف دارد برای خون بهای عندلیب
فصل 4328
PageV01P785
فصل 4332
فصل 4333
فصل 4335
فصل 4336
فصل 4337
فصل 4338
4414 PageV01P786
فصل 4341
فصل 4343
فصل 4344
[513]
فصل 4347
میبرد از خود مرا یک جنبش مستانهام PageV01P788
(514)
روم آن گه به کام دل، ببوسم آستانش را
** PageV01P789
**14
*ل1
70»
[515)
[مولانا هلالی جغتایی]
که فردا برنخیزم، بلکه فردای قیامت هم
ورنه از جانم برون کن آرزوی خویش را
محتسب تا چند در شور آورد میخانه ر
فصل 4373
فصل 4376
غرض آن که دیر ماند اثر سجودم آنجا PageV01P793
فصل 4378
فصل 4380
فصل 4382
فصل 4383
فصل 4384
فصل 4387
فصل 4390
فصل 4393
فصل 4394
یا بر سر من پا نهد، یا سر نهم بر پای او
فصل 4401
518]
امیرزا ابوعلی هاتف اصفهاتی]
قاضی یحیی لاهنجی]
فصل 4414
** PageV01P799
[میریحیی کاشی])
فصل 4420
فصل 4421
[احمدیار خان یکتا]
*16 PageV01P801
فصل 4425
که سرشک شفقی از مژهام طوسی ریخت
نمکی بود که بر زخم دل موسی ریخت
همه تن اشک شد و در بر ناقوسی ریخت
فصل 4431
523]
(ملا یمینی سمنانی]
فصل 4436
فصل 4438
(525]
526]
[527]
[528]
فصل 4446
تواریخ اتمام کتاب
آن که به معنی بلند هست غنیتر از بیان
ناظم صاحب کمال، رونق بزم شاعران
واقف هر نو وکهن، اوست وحید این زمان
حاکم ملک فطرت است، راغب هر گهر فشان PageV01P807
من المؤلف
من مولوی محمدحسین راقم
یسای مسیتمد، بر بد دوار است PageV01P809
داد و نیک از میانه بگریزد PageV01P810