ميرزا أصلح كشميري
تذكرها سهعراءا كشمير
مقدمة
جنگ شاه اسمعیل
سلطان مراد
به شیر از
حلواچی اوغلی
او را در راه بگذار
گرفته بود
به شاه اسمعیل3
تا مکه ومدینه نگیرم حساب نیست
صد7 مکه و مدینه بگیرد حساب نیست» ms260 و آن ازبک را خلعت فاخردادند .
هفت هزارو هفصد وهفتاد حج اکبر است
باسپاه شای بیگک
آنگه ببین که دست ولایت چه می کند1 پس برخاسته از پای ms305 قلعه و آوازهانداز که رومی برسر تبریز آمده و آذربایجان از دست رفته ما برمی گردیم ؛ وبرخیز از پای قلعه ، شش فرسنگ تانرفته که شاهی بیگ ازعقب خواهد آمد و در دست تو کشته خواهد شد باسیاه خود .
ماوراء النهر و چون خان میرزا رفت به جانب الکاء خود ، بابر پادشاه [عریضه]3 به خدمت مرشد نوشت کامل که: «برپیشگاه بارگاه حضرتشاهی ظل اللهی بوشیده نماناد 4 که ms345 ازاین جانب جماعت بی حمیت5 از بک از قرار مصالحهآ خودتجاوز
2- اصل:
4 - اصل:
3- اصل : اول شکوه از شکوه
عالم آرای سفوی اشتن مهترشاهقلی را دید . گفت : این تاجیک از ما ترسیده است . این قسم باجی از او گرفتم. این سحن را به میرزا عرض کردند .کفت. مهتر شاهقلی آدم نیست، هرگاه من این قسم همراهی به او بکنم ، او چون این قسم سخن بگوید ! دشمنان از رشک گفتهاند؛ قبول ننموده روز دیگردست اوراگرفته بهخدمت شاه جم جاه آورده عرض کرد که: مهتر شاهقلی حساب خود را مردانه و روسفیدانه گذرانید ؛ اگر به تصدق فرق مبارک خود مهتر را به دستور سابق در منصب و مهم خود سرافراز گردانید که به شفقت شاهانه امیدوار گردیده به خدمات اشتغال
69)
11 محتاج بتعریف نیست . انوار خورشید فصاحتش چون خرد خورده بین عالمگیر، و مکارم اخلاقش چون معانی رنگین دلپذیر . خامه یگانه دو زبانش، بتحریک سه انگشت، بچهار رکن آفاق و شش جهت، پنج نوبت کوفته . و گنجینهآ غیبی را از گوهر معانی روفة . مراة ظاهر و باطن را ، بصیقل همواری از زنگ کدورت زدوده، وباب قبول بروی خویش کشوده ، در خاک بیزی بدن عنصری گوهر شریف انسانیت یافته .
(54 اشعار دارد 214 220)
510 یافته بودم . در یا تفاوت دو سال لحاظ نموده فی الفور گفتم!. بهر دو تاریخ تحسینها کرد !
ه 110_-11)
48) عامل : از شاگردان میرزا صائب است : یک بیت او از میر معز شثیده شد . - . %~% (134) شنی : میگویند صائب برین بیت او ( غنی کشمیری) آنقدر رشک میبرد ، که گفت : ای کاش! آنچه درین عمر گقته ام بآن کشمیری میدادند و این یک بیت بمن میدادند :
(120-) قاسم مشهدی : از شاگردان رشید میرزا صائب است : %~% (ص152) معز موسوی: درین بیت قصیدهآ میرزا صائب - که در تعریف عمارت - گفته: چون لباس غنچه تنگی میکته بر دوش کل بر شکوه این عمارت پرنیان آسمان روبرو دخل کرد که، دو بر در مصرعین خلاف ms591 محاوره است . صائب بعد مباحثهآ بسیار معترف شد .
تذکره شعرای کشمیر مینماید. و میرزا صائب نیز باشاره والد شروع بخوردن نموده، دو ثلث آنرا میخورد. و آن شیخ کامل بوالد میرزا میفرماید که: اگر همه خورده بوده، کلامش تمام عالم را مرسید! و الحال دو ثلث جهان صیت بیانش فرو خواهد گرفت! والحق آن دلچسپی که در کلام مرزا مرحوم است، بسبب سریشم اولیاست، و الا ظاهر احوال میرزا، مقتضی این نبود که ایتهمه حقائق ومعارف از وی صدور یابد .
صائب وفات یافت یافته . ازواست : وتبة گفتار را حیرت قلافی میکند %~% چاره خاموشیست شعری را که، از قحسین گذشت
پسر در سایة سرو تو ، جوان میگردذ ز دست تنگ بر پی برگ دنیا تنگ میگرده %~% بره بیمار گفش تنگ صحرا تنگ میگردد ر شکوه » گر لبم آن گلعذار میبنذه %~% که ره بگریهآ بی اختیار میبندد در گلشنی که ، بند قبای تو وا شود %~% چندین هزار پیرهنن گلی، قها شود از عزیزان، هست مارا با تو پیوند دگر %~% جای یوسف را نگیرد ، هیچ فرزند دگر کریم ، سائل خود را غنی کند یکبار %~% دو باره لب نکشاید صدف » بابر بهار گل اندامی که ، من دارم، نظر بر روی گلرنگش %~% ز رنگ آفتابی ، آفتابی میشود رنگش
( 20 الف 209 الف)
تذکره شعرای کشعیر عالم کوس سخندانی زد . و در عین شباب ، آخر عبهد جهانگیری (1) ، متوجه هندوستان گردید . چون وارد دارالملک کابل گشت، ظفر خان- که به نیابت پدر خود ، خواجه ابوالحسن تربتی - ناظم کابل بود ، میرزا را به کمند حسن خلق صید کرده (2). ولوازم قدر شناسی ، توعی که باید ، بتقدیم رسانید . چنانچه شمهآ از ین ابیات میرزا مستفاد میشود : تو مشت مشت گهر، چون صدف ، بمن دادیچوگل، تو زر بسپر ریختی، بدا مائم (3)
3 %~% تذگره شعرای کشمیر
تذکره شعرای کیر اصل مقصود توکشتن بود، آن خود دست داد %~% منع کردن شمع را از خاک این بسمل چرا زلف را پیچیده در دستار پنهان کرده بود %~% رو ببالا گرد باز این آیت نازل چرا از مخالص مرزاست بعد تمهید بهار : دهان غنچه ، هوا با گلاب شینم ، شست %~% که ، مدح خسرر آفاق را کند تکرار ایضا بعد مذمت شراب در مدح امام رضا رضی الله عنه : بگذر ز تاک بدگهر و آب او ، که هت %~% هر دانه، ریش خونی فرزنند بو تراب اصل این تخلص مخترع نظیری نیشاپوری است که بعد تعریف شراب میگوید: ازان شراب کنی در تدح ، که باد صبا %~% ز فیض
526 %~% تذکره شعرای کشمیر دکن بعزم سیر بسر میبرد . در خلال این حال ، از شهرهٔ فضل وکمال. مرزا مذکور ، صاحبقران منصب سه هزاری و خطاب - مستعد خانی - تفویض میفرمود ، لیکن آن دانشمند صاحبدل و وارستهٔ کامل دست در ذخارف تعلق نیالود ، و تعینات مرقومه قبول ننمود .
52 %~% تذکره شعرای کشمیر
158 ب س 186 الف)
4 سلطانی متوجه ممالک دکن گشت، مرزا هم با ظفرخان در رکاب لشکر ظفر پیکر سلطانی بوده . و در هنگام اقامت برهانپور باستماع مقدم پدر - که بنا بر بردنش بوطن » از اصفهان سری بهند کشید - قصیده در مدح خواجه ابوالحسن وظفر خان، محتوی بدرخواست رخصت ، نگاشته گذرانید . اتفاقا ، دران ایام عنان عزمت موکب شاهی، بجانب اکبرآباد معطوف گشت و رخصت میرزا در حیز تعویق در افتاد . و بعد یکسال که حکومت کشمر به نیابت پدر، بظفرخان قرار یافت، مرزا نیز همسفر بوده و پس از گلگشت بمهارستان کشمیر دلپذپر، نزهت کده هند را خیر باد گف
152 باصفهان نموده است : چون قبل از ورود ، بعضی از ارباب غرض در نزد شاه عباس از وی سعایتها کرده بودند ، مولانا صائب دلگر گشته و بعزم سفر هند ، در شهور سنه. (1032ه) از شهر اصفهان حرکت کرده و رفته . وغزل ذیل وا ، که حاکی از احساسات او میباشد ، بنظم آورده است : طلای شد چمن ساقی ! فگردان جام زرین را %~% بکش بر روی اوراق خزان، دست نگارین را دلم ، هر لحظه ، از داغی بداغ دیگر ، آویزد %~% چو بیماری، که گردانه ز تاب درد، بالین دا بجای لعل و گوهر اوزمین اصفهان (سصائب) %~% بملک هند ، شواهد پرد این اشعار رنگ
51059)
تذکره شمرای. سمیر وحید ، فقر و غنی، ظهوری و نظیری ، میر فصیحی و میر شوق، میر حیدر و مر معصوم ، وحشی وانیسی، اهلی والهی ، مثال وجلال، مطیع ومسیح، راقم وکلیم ، طالب وحاذق ، فرج ونصرت ، سنجر وشاپور ، شیدا و سعیدا ، احسن وادهم، غافل و ناصح ، نقد حیدز و سید یزدی ، وغیرآنان را نظیره گفته و استقبال کرده(1) . و شیوهٔ جدیدی در غزل گوئی ابداع نموده که ، محتمهد غزل سرایانش باید شناخت . چنانکه خود گفته است : درین ایام شد ختم سخن ، بر خامهآ (صائب) %~% مسلم بود اگر زین پیش، بر (سعدی) شکر خای فزل ، نبود باین
5578 %~% تذکره شعرای کشمیر
صائب وفات یافت یافته است . (1) %~% (214- 236)
مولد
خانواده
تبویز
فتح قندهار
16 %~% قذکره شعرای کشمیر
اماتذه
ستین بیری و تکیه
عارف تبریزی
آثار بخط صائپ
حلیه وعکس صائب
6 %~% تذکره شعرای کشمیر احوال صائب قبل از (1081ه) بقلم آمده باشد. همچنانکه در آن کتاب بتار یخهای اشاره شده که ms627 پیش از (1083ه) میباشد . و ازانچمله است تار یخی که در صفحةآ (143) درطی ترجمهٔ ملا ممد شفیع قزوینی ذکر کرده، و میگوید : در همین سال که (»>10ه) است.. . . الخ!
اولاد اعقاب صائب
باع و تکیه و قبر
573 %~% تذکره شعرای کشمیر آقای گلچین، باغ مز بور در خیابان صفا - که در امتداد مادی، نهر بزرگ (نیاصرم) قراردارد - واقع واز لحاظ قریب جوار با مسجد لنبان، بصورت موقوفه ( یعنی ملکیت نوعی معدودی از ابناء نوع) در آمده است، که یک قسمت از مجادلات و مناقشات ایشان، مر بوط بهمین موضوع و امید انتزاع از آن ایادی بوده است . آقای گلچن شرح مبسوطی از خضوصیات باغ و قبرها، و ماجرای مربوط بوقف آن ، در یکی از شمارهای سال (1338ه) - مجله طهران مصور- انتشار داده است، که ما قسمتی از آن را، تا آنجا که مخصوص بقبور و حاوی
528 %~% تذکره شعرای کشمیر نگشته است . مگراین احتمال پیش آید که ، صائب در فتح قندهار حضور داشته، و مدتی درانجا مانده باشد! و یا در یکی از سفرهای خود بخراسان، پس از باز گشت هند و ازانجا بهرات رفته ، و در نتیجه - بیدل که در آن وقت کودکی بیش نبوده است - با ولی خود بدیدار صائب شتافته باشد! و در یکی ازین دو مگان اورا دیده باشد .
صائب وفات یافت - را یافته است ، در کیفیت این تاریخ میگوید که : روزی در محلس میر معز
وسم الخط صائپ
عاوف تبریزی
مار کو ین ماعمو سازم فدای تو
میود کس قسوگت آو بجهان
بسم الله الرحمن الرحیم یحکم وین پرور، شتیمان ساه کهوان قدر %~% که تعمیر خرابیها، بنام او مقدر شد
تمام بخط صائب و بر هیمان صفحه عبارات ذیل دار :
585 %~% تذکره شهرای کشمیر تصحیح الفاظ ولغات کرده است : و ازین پیدا است که هر غزل آز نظر صائب گذشته است (1) .
بحبئسی -کلات صائب : 251 ورق »1 سطر دارد . در ms639 سال 1085 ه استنساخ شده است . پتج غزل بر حاشیه بخط صائب دارد . بر حاشیه ورق (343 ب) این سه غزل : -داغ عشق ، از سییهٔ روشن ، بدست آمد مرا
1131ه) همین مهر بر ورق (386 و2425) نیز ثبت است . در ترقیمه عبارتیست : بتاریح پنچم هر دی حبه اشرام سنه ثمانون وخمس بعذ الف (2) نوشته شد . حرره العبه * ربیع ابن حاجی برخوردار اصفهاتی . (33) 1- رک : فتهرست تمایسداه خطوطات و توادر، هنب حاله مستم یوتورستی علیگره صاس م5 . 2-1ه 2- رک : برابی تقضیل فهرست پروفسور عبدالقادر سرفراز ص 122 طبع بمبئی 1935ح .
بانکیپور 5- کلیات صائب : شماره 321_ اوراق 282- سطر2 - خط نستعلیق - چار کالم - 122x8- 10x52 - تاریخ جیمادی الثانی (1040ه) . این کلیات دارایآ - واجب الحفظ - ومراة الخیال(1)- و قصائد ، و - مثنوی فتح قندهار- و غزلیات و مطالع وفرد، وچند غزل ترکی و غزلیات غیر کامل است . عبارقی در ترقیمه دارد :
587 %~% تذکره شعرای کشمیر نادر جتگی درآمده سته 1249 هچری مقدسه (1)
حیدرآباد دکن سقیتهآ صائب : شمارهآ 323 - خوشخط نستعلیق - اوراق 129 - سطر 22 - دو کالم - تعداد اشعار (16912) تعداد اسامی شعرای که اشعار آنها اتتخاب شده (39») میباشد . تعداد شعرا که انتخاب اشعار ایشان زائد از پنج بیت نیست (220) اسامی هستند . فهرست نگار نوشته است که : عسمدة اشعار شعسرای متقدمین و معاصرین خود صائب انتخاب نمود. و پسکی از شاگردان میرؤایآ موصوفه ممسی زین العابدین پهبهانن المتخلص به مجنون، آن اشصار منتته را - گسه متفرق بودثد- یکجا مرتب کرده و قلمی تموده و بقلم خود تحریر سأخته و نسخهآ موچ
کلگته 8- دیوان صائب : شماره 202 - اوراق 589 - سطر 14x83- 11x6 - 31 این دیوان دازای غزلیات و کاملا بخط صائب است، بر ورق اول بخط صائب شعر دارد :
راقمهآ صائب بعد ازین مهر صاثب دارد که دارای نام هست :
589 %~% تذکره شعرای کشمیر 9- دیوان صائب : شماره 303 - ورق 602 - متن سطر15 و بر حاشیه ms641 28 - 1045 - 11256 . بر فرمایش محد عارف قاضی نوشته شده، بدست کاتب حاتم در سال (1114ه) . بر ورق اول مهر دارد به این عبارت:
5109 ظاهر است، که این مهر بعد از سال استنساخ که سال (1112ه) است ثبت کرده شده است . (1)
صائب بر حواشی غزلیات تازه را اضافه کرده است که بر اوراق ذیل دیده مسیشود : 12-92 - 19 - 28 - 37_ 22 - 25 - 8 - 52 - 6258-56 4268- 9_112-111-95-92- 125 - 160-155151613132130-166 - 11 - 211206200193188182174 - 216 - 222 - 22223122_255 258 - 261 - 262 - 268- 310296289282280-323-332- - 6- 320- 382-37372_ 389_ 39-202- 28 - 15 - 214. امحتتام بر غزل :
591 %~% تذکره شعرای کشمیر در آخر سه ورق مثنوی از میر محماد مومن استر آبادی مرقوم دارد . 13- دیوان صائب : شیمارهٔ d. 1958-226/2 .2_ او راق 355 - سائیز9352 سطر»1 - بخط عارفتر یزی است . وبر حواشی بخط صاثآب اضافهٔ غزلیات تازه دارد . این نسخهآ در ترتیب مانند دیوان مذکورهٔ بالا نیست ابتدا :
لتدن 16_ دیوان صائب : شیاره O.1h. 1223 . در زندگانی شاعر استنساخ شده است. کاتب آن نحیفی شاعر معاصر است . در آخر دیوان عبارتی دارد که ازان ظاهر میشود که این در سال (1066ه) باختتام رسانیده شد . و سال از این عبارت بر میآید :
ندن 19- دیوان صائا : شمارهآ 560-1606__ اوراق 288 - چهار کالم - سطر37- بار یک نستعلیق - 131x82 - این نسخه بنظر صائب رسیده است . عبارتی دارد :
یمبرج 23_ دیوان صائب : شماره Add, 805 بخط ملا بهرام تر یزی کتابت اوائسل محرم (1082ه). 22_ دیوان صائب : شیمارهآ Add 777 ، در جهانگر نگر (داکا کنونی) بتاریخ 6 جیمادی الاخر33 جلوس سال (1101ه) بخط عبدالرحمان بیگ هروی نوشته شد . در عمل نواب مستطاب معلی القاب عمدة الملک نواب ابراهیم خان (1). 25- دیوان صائب . شیاره 589 912- دوالقعده سال (1072ه). 29_ دیوان صائب : شماره 75 ,5ل042 - اوراق 21 (د تا ی) سال (5101) (2).
595 %~% تذکره شعرای کشمیر
مسکو 28- دیوان صائب : شماره B. 222 (256) _ 1545 - در سال (1059ه) کتابت شده است . 29_ دیوان صائب : شماره 1547 - 1165 .13_ در سال (1080ه) کتابت شده است . 30_ دیوان صائب : شماره 1548 - 4257 .9- کتابت در سال (1093ه)(1)
تاشگتد 31_ دیوان صائب : شماره 2272/1433_ اوراق 210 - کتابت در سال (1092ه) (2).
597 %~% تدره شعرای یر آقای فیروز کوهی در مقدمهٔ راجع ممشخصات این نسخه ، فرمود اند: - اولا ، باید دآنست که :. هیچ یک - از این دواوین موجود - کلیات صائب نیست ، بلکه همه آنها - که من نیز با گنجوری چند نسخه از آنها مفتخرم - منتخباتی است ، که صائب بتفاوتی ایام وبر حسپ درخواست این و آن ، مینویسانیده و غزلهای تازه ساختهآ خود را ، در حواشی آنها بخط خویش اضافه ms645 میکرده است . ولیکن این نسخه ، نسیت باغلب نسخی کسه من دیده ام ، دارای غزلهای بیشتر و در حدود دو برایر آنها ست .
تڈکره شعرای کشمیر (صائب) این آن غزل (حافظ) شیرین سخنست، : %~% گلک ما ی نیز زبانی . و بیانی دارد جواب آن غزل (حافظ) است این (صائب) : %~% که مستحق کرامت گناهگرانند خواهد رسید رتبه (صائب ، بمولوی) : %~% گر مولوی برتبه (عطار) میرسد چنان گفت این غزل در جواب (مولوی، صائب) : %~% که روح شمس تبریزی ز شادی در سجود آمد این آن غزل که، گفته است وقتی (کلیم) غزنین؛ %~% ای یار بی تکلف ! ما را نبید باید (صائب) جواب آن غزل (سید) است این: %~% کین نتش، بین که بر ورق جان ، کشیده اتد این جواب آن غزل (صائب) که میگوید
ر قلن دیهه چون زنده رود آورده ایم خوشا روزی که منزل درسواد اصفهانن سازم %~% زوصف زندهرودش خامه را رطب اللسان سازم بر سینه سخگ ، سرمه زند اصفهاک، و من %~% بی پر سواد هند جگر خوار بته ام سرمهآ ، دیدهآ غمناک کنم، خاکش را %~% گر میسر شودم روی صفاهان دیدن گلت با در رکاب جلوهآ باد خزان دارد %~% چو غم، زور آورد برخاطرت، یاد صقاهان کن چند بی سرمهآ مشکین سوادت باشم %~% مبپرد چشم من، آی خاک صقاهان مددی خار خار وطنم، نعلی در آتش دارد %~% چشم دارد که، کند شاه غریبسان مددی (سائب) از سوختگی، گر بسرت دودی هست
60 %~% تذکره شعرای کشمیر
9512) 12= صبحی، هللا
163-162)
( یک بیت دیگر دارد خطی)
( شش بیت دیگر دارد 21-20)
( پنج بیت دیگر دارد 692-693)
(دو بیت دیگر دارد 221).
تذکره شعرای کثمیر
-222)
تدکره شعرای گشمیر و دیعت حیات بقابض ارواح سپرد .
فصل 146
فصل 152
%~%
فصل 160
فصل 182
فصل 199
فصل 222
فصل 235
فصل 243
فصل 250
فصل 291
فصل 292
%~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~%
فصل 298
فصل 310
فصل 345
فصل 348
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 449
فصل 463
فصل 471
فصل 478
فصل 491
فصل 495
فصل 498
فصل 499
فصل 500
%~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 530
فصل 538
فصل 548
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 578
فصل 601
فصل 634
فصل 637
فصل 683
فصل 702
فصل 719
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 797
فصل 798
تذکره شمرای کشمیر 145- فافی، شیخ محسن گشمیری
216)
(دو بیت دارد 2)
166=8 %~% 1)
(خطی - چهار بیت دیگر وارد)
5. %~% )
تذ کره شعرای گهمیر - که ثانی شیخ ابن عربیست - گرفته . چنانکه در یکی از مثنویات خود موزون نموده .
ل چق سرشوفمخهره
290 الف - 281 الف)
تذکره هعرای کشمهر و الف (1081ه) واقع شد : دیوانش قریب شش هفت هزار بیت باشد . خان آرزو انتخابی زده در تذکرهآ خود درج کرده، این اشعار از آنجا بر چیده شل * %~% (26 بیت دارد 906-905) توانای نباشد شرط، در جولانگه همت %~% غرور برق، در هردانه باشد، چون سپند اینجا شمع فیض است ، بفانوس تفکر، روشن %~% عینک چسم دن است آنشهآ رانوها %~% بر ورد فمع بل،مهه پروان ایم ما %~% رب افی بر فه موابیده است %~% حاک گنوان درد در چمی کهاور دیده است %~% رسته کونه باب شبه و رنر نیست %~% گردس چسمی که، امشبا در ین ما گذشت %~%
26 الف)
(پنج شعر دارد 521 - 522)
1 بیت دأرد *308)
)
ملا شاه بدخشی
دارا شکوه فانی با دارا شکوه رابطهٔ خصوصی داشت، و از همین رابطه بود که در اله آباد مقام قاضی القضات رأ بدست آورد . در ستایش دارا شکوه میگوید: (فانی) که سجدهآ در دارا شکوه کرد %~% دیگر سرش فرود بهر در نمیشود و نیز غزلی دیگر هم دارد که این چند شعر ازانست : مایهٔ دیوانگی، در دهر هم، تاثیر کره %~% کو، بجرم عاقلی، در پای من زنجیر کرد بر دم تیغ قلم هم تهمت خون میکند %~% حرف رنگین بعد از ین کی میتوان تحریر کرد داغ شو یوسف! که مارا از غم دازاشکوه %~% عشق، برعگس زلیخا، در جوانی پیر گرد قاضی ار دیباچهٔ
لذکره شعرای کشمیر میشوی : 1) مصدرالاثار (در مدح شیخ محب الله نیز مطالبی آورده است) . 1) ناز و نیاز 1)ماه و مهر
رباعیات در بیش وکم زمانه ، نتوان دل بست %~% بسر نقش قمارخاثهآ ثتنوان دل بست افسانهآ خواب غفلت ما، دتهاست %~% بر خویی این فسانه ، نتوان دل بست در گلشن آئینه ، گذاری داریم %~% با شاهد ساده رو، کاری داریم گه برگ فشانیم و گهی نخل نشان %~% هر روز خزانی و بهاری داریم از خود رستیم و با خدا دل بستیم %~% از خلق یریدیم و بحق پیوستیم بستیم برری ما بجوی الله ور ول %~% فارغ شده در خانهٔ خود بنشستیم از بسکه ز هر سلسله دلگیرم %~% سر سلسلهآ حلسقهٔ زنجیر شدم برپا کردم سلسلهآ پیحر و مرید %~% هم ملا شاه و هم میا
تذکره شرای کهمیر ز دیوارش حوادث بر کنار است %~% بهر جانب که میبینی بهار است نشاط افزا صت این باغ پر از گل %~% دهد دل را فرح چون ساغر مل ابراهیم دو پسر گذاشت ، ز بردست خان و یعقوب خان . یعقوب خان در عهد بهادرشاه بخطاب - ابراهیم خان- مخاطب گشت . فائز ، پسر زبردست خان بود ، صدرالدین ممد خان نام داشت و در دهلی زندگانی را بآخر رسانید (1). فائز در اردو و عربی و فارسی ، مخصوصا در شعر گوئی قدرت کامله داشت ، کسی از کشمیر بوی نوشته بود که شعرش اصلاح میخواهد ، فائز در مکتو بی که بجواب نوشته است مینویسد : -
104. %~% تذکره شعرای هر
18= فثوت، فتوت حسین خان گشمیری
فصل 834
فصل 835
4 %~% ة %~% 14_ فرحت، موثوی عند میرلان گشمری
(یک ریاعی و هوبیت داره - %~% )
( دو شعر ویک رباعی ص514) 196- فر ، پثلدت رااج گاگ
9202-52 %~% ) فروفی، ملا حسن کشعیری
فصل 840
(سه بیت دیگر دارد )
تذکره شعرای کش خزانهآ عامره : فروغی ، از روشن طبعان خطهٔ کشمیر و عندلیبان گلشن فردوس نظر است : چون صایخبقران ثانی شاهجهان در سنه احمدی وستین و الف (1061ه) سایه سحاب چتر بر گلشن کشمیر انداخت، فروغی دولت ملازمت اندوخت و دو مثنوی زادهٔ طبع خود، یکی در وصف- شاهجهان آباد- و دیگر در - تعریف بأغ حیات بخش- واقع شهر مذکور، بعرض رسانید . پسنل افتاد و هزار روپیه صله انعام شده و در سلک ملازمان پادشاهی انخراط یافته ، بیومیه دوازده روپیه کامیاب گشت . این ابیات از مثنوی است : تعالی الله! چه شهر است این که، ا
(سه اشعار دارد ص46=498)
لاهور52-541)
264ب
یک شعر دارد 523 185_ فذوثی عاشم بیگ اسثر %~% بادی
لاهور 229-223) 158_ فصیعی6 گشمیری
154 %~% ) 174_ فطرقی: میرعی
5 1878_ فطرتی، موللانا فطرثی گشمیری
فصل 856
فصل 889
فصل 916
فصل 955
فصل 995
فصل 1024
فصل 1030
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 1035
فصل 1051
فصل 1052
فصل 1082
فصل 1096
فصل 1116
فصل 1117
فصل 1121
فصل 1189
فصل 1190
فصل 1193
فصل 1195
فصل 1198
فصل 1207
فصل 1215
فصل 1216
فصل 1217
فصل 1218
فصل 1219
فصل 1220
فصل 1222
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 1277
فصل 1283
فصل 1287
فصل 1309
فصل 1312
فصل 1324
فصل 1353
فصل 1380
فصل 1382
فصل 1384
فصل 1386
فصل 1389
فصل 1390
فصل 1391
فصل 1392
فصل 1393
فصل 1394
فصل 1397
%~% %~%
فصل 1425
فصل 1436
فصل 1438
فصل 1459
فصل 1473
فصل 1478
فصل 1479
فصل 1481
فصل 1482
فصل 1486
فصل 1494
فصل 1495
فصل 1496
فصل 1519
فصل 1538
فصل 1586
فصل 1587
فصل 1590
فصل 1591
فصل 1592
%~% %~% %~% %~% %~%
فصل 1598
%~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~% %~%
فصل 1604
فصل 1608
فصل 1616
فصل 1618
فصل 1621
فصل 1622
فصل 1625
فصل 1635
فصل 1638
فصل 1644
فصل 1645
فصل 1649
فصل 1652
164 %~% تذکره شمرای گشمیر هزار و دو (1002ه) جان بقایض ارواح () سپرد . مذهب بساخوانیان داشت و قایل تناسخ بود : صاحب تاریخ بدایونی گوید :
(چهار بیت دارد خطی)
(ص64» - 65») 2242- ولی ، میرزا عللی قالی خان
عطی) 23- ویسی ، سید محمد امین منطقی بیهقی
168 %~% تذکره شعرای کشمیر و قدوهٔ ارباب سیادت ، معروف الکرامات ومشهور الجذبات بود . وتربت واقع الکربت آنحضرت زیارتگاه خاص وعام است (1) : صاحب علم ظاهری و باطنی و بسیار بزرگ بوده . آستانهٔ متبرکهآ او پر فیض و با برکت است . و مدح آنجناب را که قدما گفته اند در نثر و نظم ms717 بسیار است : ازانجمله :
سما دمی دمساز
168 %~% تذکره شعرای کشمیر با تو ام ms718 ، اتحاد روحانی است چون بدیدی مرا ز خویش جدا یحریادی بگفتم و گفتم : %~% گر کند پخت یاوری بخدا درده آم عهد و بسته ام پیمان که به توفیق ایزد دانا
سرور عصر و اعظم دوران نکنستد الستفات ونجوری %~% ور دم عیسوی بود دم شان هسرکسرا گرمی ز سر بینئد %~% بر قدومش کنتد سر قربان گر یود، گار ساری او را %~% مسیسیداتتد ، موسی همسسران کس نگوید که، این خران، تاکی جان دهند ، از برای یک لب نان چون په بیسه آشنای درش %~% همچو سگ میبراندش دربان روشثم گشت چون حقیقت حال %~% ایدل و جان! یگو یجان جهان .
نی هراسی ، ز کذب هوت دو کس
یموه بچشم من، چون خس یسهر ادراک معنی مصتوع شده سائر بهر طرف بهوس من گرفتار آن چتان حالی %~% کسه امیدم نیود غیر نفس چون یقین شد مرأ ، که خلق زبان بجفایم کشاده همچو جرس گاه گاهی، گذر کند در دل %~% که ، چه خوردم چه بردهام، از کس من که شهباز حضرتم هیسهات چند باشم دگر به بند قفس
1284 %~% تذکره شعرای کشمیر «امور نا مشروعه دید، از غلبهآ حال یا غیرت شریعت، خود را در آب زه و دو بدر با انداخت ب هرچند غواصان شناکیش و ملاحان سیاحت ms720 اندیش سعی کردند و کوشش نمودند نشانی ازو نیافتند . سلطان را عیش منفص شد و مجلس طرب برهم خورد ، بطبع چزین با ندیمان غمگین بشهر مراجعت فرمود،
168 %~% تذکره شعرای کشبیز
شهید کشمیر تاریخست . فتوح و فیوضی که ارباب باظن بر قبر فیض مواطن آنحضرت کسب میکنند ، چاهای دیگر کمتر است که مسموع شده باشد .
1286 %~% تذکره شعرای کشمیر چلال صوری هم بسیار بود ، تهدید کسیکه قسم بدروغ میخورد زود تر ms723 میشد .
169 %~% قذکره شعرای کشمیر
605) 2- هما، مولوی عطاء الله گشعمیری
ص604) 24- هندو، پندت مگند رام
(2: 698-699) 28- یحییا، میر یحییا گاشی
چهار بیت دارد 1: 58-)
(149 - الف)
18 بیت دارد 232) * کلمات الشعرا : میر یحییط کاشی، آز شعرای پای تخت و روشناس پادشاه بود . تاریخ آبادی شاه چهان آیاد را خوب یافته :
(مه شعر دارد 373)
129 %~% تذکره شعرای کشمیر داشت مداحی سلطان دارا شکوه پسر کلان شاهجهان بسیار نموده . صاحب قصائد وغزلیات و رباعیات است . در همه جا تلاشهای یالادست دارد . اصلش از شراز است پدر او توطن کاشان اختیار نموده : چنانکه در بعضی از مثنویات خود آورده . و چون با کاشیان بسیار بد بود ، اکثر مذمت اینتها کرذه : لهذا در مثنوی -که در مذمت اکولی گفته میگو ید : ما و کاشان که خطهآ پاکشیه ز خون چمن بود خساکش لیک بر روی خود ، ستان دیدن %~% یهتسر از روی کاشیان دیسدة چشم ، بر مرگ یکدگر، دارفد %~% که شکم از عزا برون آرن
169 %~% تدکره شعرای گشمیر مردم شهر دیگر ms729 بسیار بد اند و تجهیل و تحمیق هم کنند . و تعریف مردم قبریز و قم وکاشان آنچه شاه طهماسپ صفوی کرده گذشت .
چر بیای پربە کسی خدای ترا کفن بزمزم هردی کشأه ، کش ای زاهد %~% بصرف کردن مسی میبرم ردای ترا قدر من دانی که بهتر دانیم از عاشقان %~% چشم آن دارم که بشناسی ازین پهتر مرا هرچه: هرکیرخورد، دهرآورد ازچشمش برون %~% داده جای شیر خون دل مگر مادر مرا جرم ms730 بیحد ، روسیاهم کرد از بس انفعال %~% راضیم شاید که نشتاسند در محشر مرا نومیدم از کرم بجزا میکند چره همچون غلاف ، گر دو موافق ، یککی شونه %~% زاهد خلاف حکم خدا میکند چرا %~% با تیغ شان ز هم نتوان ساختسن جدا نی مرغ خانگی است بهر آب خوردنی زاهد دو چش
چو نامةآ ، که محبا بخواب بنویسند سوار ناشده ، سرها ز ms735 تن پیاده شوند شکست روتق پتخانه، زاهدان فکری %~% دمی که جای کند بر قراز زین چه کند %~% ستمگری که پکف این کند بدین چه کتد جزو بدن تمیشود اریاب ققر را %~% گر لقمهٔ بعاویه همچون تفک خوره در تامی عمر پچخاصلی، که با چانان گذشت %~% حرف رخصت بود الغرضی که از ما گوش کرد نفاق زار جهان، قابلی توطن تیست %~% خوش آنه کسی، که غریب آید و غریب وود ز دست عقل ، نچیدم گلی بکام، از عشق خرابی مبینساد شهر خنیال %~% چو گودکی، که بگلزار با ادیب رود %~% که د
1707 %~% تذکره شعرای کشمیر پادشاهی منخرط گردید ، و بیشتر بمداحی دارا شکوه بن شاهجهان پرداخت : صاحب اقسام سخن است 0000000.. %~% (دوازده شعر دارد 260)
ند شاهجهان آباد ، از شاهجهان، آباد صد اشرفی از حضور پادشاهی یافت و بنظم - شاهجهان نامه _ ماموز گردید * و داستانی ازان موزون کرذ که درو این بیت بود :
1405 %~% تذکره شعرای کشمیر
141 %~% تذکره شعرای کشمیر شده قرار داد ، که با پسران و غلامان خود نزد یوسف خان برود . و باین عزمت از شهر بر آمده بعیدگاه رفت و علی خان ولد نوروز بهت را ، -که در بند او بود- همراه گرفت . دولت خان از امرای او بود ، از پیش او گریخت : مضطرب شده ، علی خان را از قید خلاص کرده ، خود چریده بخانقاه بایا خلیل در آمد . حیدر چک علی خان را گفت : این همه تردد و کوشش ما بجهت تخلیص شما بود * یوسف ولد علی خان با پدر گفت که : خیدر چک در مقام غدر است ! علی خان سخن او قبول فکرده همراه حیدر چک روان شد ، لوهر چک و
141 %~% تذکره شعزای کشمیر فتح کابل مراجعت نموده ، در چلال آباد نزول اجلال فرمودند ب میرزا طاهر خویش میرزا یوسف خان و محمد صالح عاقل را برسم ایلچی گری بکشمیر فرستادند . چون به بارة موله رسیدند ، یوسف خان باستقبال شتافته ، فرمان را بدست گرفته ، تسلیم کرد : و باتفاق ایلچیان بشهر در آمد : پسر خود حیدر خان را با تحف بسیار روانه ملازمت گردانید : حیدر خان مدت یکسال در ملازمت بوده ، باتفاق شیخ یعقوب کشمیری رخصت کشمیر یافت :
15»1 %~% تذکره شعرای کشمیر
112.2)
1>1 %~% تذکره شعرای کشمیر با یکدیگر عهد بسته و سید مبارک را موافق نموده ، نزدیک خانهآ بابا خلیل از نوکدل گذشته با همدگر در افتادند . قریب سه صد کس از جانبین کشته شدند و اکثر اولاد نجی ملک چادروره - که به ملک محمد ناجی مشهور است - درین واقعه بقتل رسیدند . یوسف شاه که در زالدکر بود ، تاج و تخت و چتر شاهی بدست ملک ms745 ممد ناچی بسید مبارک خان فرستاد ، خود بجانب هتدوستان روی نهاد :
1415 %~% تذکره شعرای کشمیز گذاشت آمده ، اطاعت یوسف شاه نموذ . و با مردم خود هراول فوج یوسف شاه شده مورد عنایات شاهانه گردید . چون یوسف شاه به هیره پور رسید ، یوسف شاه نازک تکور زمیتدار را بآ جمعی از راه سدو فرستاد . از آنجا یوسف خان ملحق به لشکر یوسف شاه شده . این امر سبب سستی گوهر شاه گردید . از راه چهرههار پل سوپور را خراب ساخته به کامراج رسید : حیدر چک که در هیره پور بود و بشهر آمده با گوهر شاه یکی شده ، ده دوازده هزار سوار و قریب بیست و پنج هزار پیاده به سوبیور روانه ساختند . یوسف شاه خود مق
142 %~% تذگره شعرای کشمیر پادشاهی : بطریق ایلچیگری آمده فرمانی بنام یوسف شاه آورد . مضمون این که :
26>1 %~% تذکره شعرای کشمیر کار ms750 واقف شده عرضداشت نمود . یوسف خان با سپاهیان خلافی دارد آوردن 2و ممکن نیست . پادشاه بمضمون عرضداشت واقف شده ، بهگوان داس راجه را با پنجاه هزار سوار و پیاده از اتک براه باره موله قرستاد . این خبر به سمع یوسف شاه رسانیده اند : حکیم را رخصت کمرده متوجه علاج شد ، و قصد پای بوشی نمود :
( نگارستان گشمیر و ادبسی دنیا)
1)
202)
بی)
فصل 1794
فصل 1852
فصل 1884
فصل 1961
فصل 2200
فصل 2226
فصل 2232
فصل 2237
فصل 2243
فصل 2265