ميرزا محمد معصوم
تاريخا سلاطينا صفويه
مقدمة
و به نستعین
مصون دارش از زخم عین الکمال
ز رویش لامع انوار الهی
گه شد از پرتوش خورشید مستور
بزدود غبار ظلم از روی زمین PageV01P009
فصل 8
آتکه چون مهر در تقاب شده
فصل 11
هر لسظه هزار آه و صد واویلا
92]
یافت چو از ملک جهان انقطاع
فصل 16
919]
جمله ظل الله اند فی الارضین
نیست جز شاه مرشد کامل PageV01P012
جا بعد شاه غازی برتخث زر گرفتی: - *
تاریخ سلطنت لشد جایپد رگرفتی
یافته چون زبدایت طهماسپ
بندهآ شاه ولایت طهماسپ2
لروتاح قدس درتلمحترام است او را
فصل 27
984]
گشت دلیل رهش،همت پروردگار
کرد رها تختوتاج، ماه صفر دربهار
9] PageV01P014
که باد دولت و اقبال او هزاران سال
گرفت عرصهآ آفاق را چو حیدر وآل
فکند زلزله در بارگاه رستم زال
هزار سال بماند بدولت و اقبال PageV01P015
تاریخ سلاطین صفویه
9-985] PageV01P016
با طالع همایون ، پاک آمد و مجرد
چون سایهٔ الهیست، زآنرو مخلد آمد
938) PageV01P017
تاریخ سلاطین فویه
دین و دولت نظام یافته است
سر به سر التیام یافته است
طبع هیرین کلام یاهه هست
فصل 49
که. به گلزار جهان گشت مقیم
چون رقمهکرد هنی طبع سلیم
978] PageV01P019
چون جلوس آن شه همایون جاه
سایه انداخت بر عبادالله
996]
افراخت پی رواج مذهب چو علم PageV01P020
فصل 62
بحر عقل ، آفتاب اوج کمال2
پادشاه جهان باستقلال PageV01P021
که. بود باعطاش استعجال1
گشت با عز وعدل وجاه و جلال1
سرور عارفان اهل کمال1
باد ربش رفیقو احمد و آل1
زین مزور کلام بی امثال1
کتی شد از فویز واحد. متعالن!
آنقهرمان انجم وافلاک وماء وطین
از خادمان اوست بر ایوان هفتمین
تاریخ پنج گونه ازو مقی ودیین PageV01P022
پس نقطهدار حرف ز بی نقطه بر گزین
ظاهر شود حقیقت این مطلع چنین
آورد مطلعی که فلک گفت آفرین
در سال نهصد ونود وپنج شد مکین
خسرو دین پرور مالک رقاب
آسمان یک خیمهٔ زرین طناب
وی فلک بنیاد انصافت خراب PageV01P023
102 PageV01P024
نامش موافق است به تائید کردگار
فصل 87
ل
فصل 90
فصل 91
فصل 93
فصل 94
کای هرزه چه می دوی به هرسوی
1038)
ناه به وادی عدم خیمه زد PageV01P027
نایب صاحب الزمان آمد
شاه عباس نوجوان آمد
مملکت بخش و جانستان آمد
1052] PageV01P028
فصل 104
فصل 107
فصل 110
فصل 112
فصل 114
1078] PageV01P031
[قواریخ
آئینهآ فلک شده جام جهان نما
یعتی نظام ملت [و] دین زینت سخا
PageV01P035
واحسرتا که دست ستم ساختش فنا
چون چاک ساخت پیرهن عمر را قبا
بر بست رخت و رفت سوی عالم بقا
فی روضة مکرمة ارضها السما
آمد به گوش جان من از غیباین ندا
خطی که خون چکید از او در دم قضا
929)
کامد زجان و دل فلکش چاکرو رهی
بااو کند سعادت و اقبال همرهی
923]
96 PageV01P037
در افتاد آوازهآ فتح شروان
1045]
[951]
سوگند داد وتوبه خیلی وسپاه1 دین را
فصل 142
که دو درونهآ تمغاجی از غم تمغاست
گرش ثانی خلد گویند شاید PageV01P042
[1035]
شه والا گهر خاقسان امجد
پیاده رفت با اخلاص بیحد ms14
که فایزاشد بدان فرخنده مرقد
بدان مطلب رسید از بخت سرمد PageV01P043
نوشت این نکته بر طاق زبرجد
فصل 153
تهمتن صفت بر تگاور نشست
در آورد دارالامان را به دست
گشود آنچه گرگین میلاد 4 بست
بگفتا طلسم کیانی شکست PageV01P045
1012]
خوش اساسی نهاد در تبریز
سخت بنیان چو رای اهل تمیز
که نه کسری نهاد و نه پرویز
1] PageV01P046
فصل 166
1014]
ما روز بهر مردن او می شمردهایم
دست از پی حساب فنایش چوبرده ایم
1031)
در قلعهٔ ایروان ظفر آئین شد
1015]
ملک شه زمین و زمان درفراخی است : PageV01P049
[1015
.ب -دسه بست سستسس سس سه سدسس سسد سسسسس سسد سسسحسسته
گشت پیدا در بخارا انقلاب
زیب بخش مسند افراسیاب
رو به درگاه شه مالک رقاب
کامران و کام بخش و کامیاب
گشتم از اندیشهٔ قدسی خطاب
فصل 189
کز پرتو اوست زیب ایران
بر دست گرفته تحفهآ جان
اورنگ نشین ملک توران
گفت : آمده پادشاه توران
فصل 194
نوشتند کروبیانش عظیم
وارد ملک ایروان گردید
مهرها بر بساط عربده چید
نیمه لشکرش به قتل رسید
چاره ای جزفرار خویش ندید
دههآ آخرین به نصف رسید PageV01P053
لشکر روم منهزم گردید
آمد امروز شیعیان را عید2
سردار به صدهزار مکر و دغلی
فوجی زجنود حق به صدزیبوجلی4
برزد به میان خویش دامان یلی
در واقعه بیند از قضای ازلی
کاین راز خفیشود برو6 نیک جلی PageV01P054
فصل 209
تاریخ فنای او شد از لطف علی2
که دست ولایت مدد ایبدی3
موکب منصوره ره پیما شده
قندهار از پادشاه ما شده
مین قرقیه بیرداش (3) PageV01P055
میداشت شهنشاه جهان در دل آگاه
گردید ز سرکرده قدم عازم آن راه
1032] PageV01P056
سس.
ز لطف شاهدین گردیدبر اعدا دگر غالب
1034]
افکند ز منصب صدارت دوران
از روی حساب گشت تاریخ همان
که جزنام نیکش به گیتی نماند
ز ادراک وصفش خرد بازماند
زغیب این بشارت به هوشم رساند
قواما چوشد نام نیگوبماند3
میکشت اجاره دار دوزخ
آنرا که نام شاه ولایت علی بود
روزی که پادشاه ولایت صفی بود
جمعیتی که محض پرا کندگی بود
با خاندان شاه صفی دایمی بود
بدخواه دین زنصرت ویاری بری بود
1039] PageV01P059
1043)
زینب آن شاهزادهآ عظمی
سوی زهرا به جنت ماوی
[1051]
1059] PageV01P060
1059]
در احمدنگر
حرر5
تاویخ.0...
هفت اقلیم . ج سوم ، ص257-8)
(فن هنک معین، ج پنجم، ص 13 - 12)
(هفت اقلیم، ج اول ،ص 166-67)
(هفت اقلیم، جیکم ، س264-65)
(هفت اقلیم ، ج سوم ، ص 268)
(فرهنک معین ، ج پنجم ، ص 55ا PageV01P069
(فرهنک معین، ج پنجم، ص 632)
(تاریخ عالم آرا، ج اول ، س 154)
(تاریخ عالم آرا ، ج اول، ص 144)
(هفتاقلیم ، جسوم ، ص208-10)
(هفت اقلیم، ج سوم ، ص 252-5)
(ج اول، س189)
(ج سوم، ص1187)
رباعی
ما غرق گناهیم که غفاری تو
یارب به کدام نام خوس دهوی تو
(ریحانة الادب، ج دوم، ص335)
(مجمع الخواص، ص235)
(هفت اقلیم، ج سوم، ص474) PageV01P077
(فرهنگ معین، ج پنجم، ص 87 -386)
(هفت اقلیم، ج سوم، ص26- 125) PageV01P078
( هفت اقلیم، ج سوم، س 25 - 123)
(فرهنگ معین، ج پنجم، س1578-79)
(ص152)
(س309) PageV01P082
فصل 280
ترسم از عشق من سوخته ms37 بدنام شوی
(ص142)
(تاریخ عالم آرا، ج اول، ص 122)
(هفت اقلیم، ج دوم، ص41_339)
ناریخ سلاطین صفویه
(هفت اقلیم، ج دوم، ص 192-93)
پروانهآ شمع روضهٔ خلد برین
ترسم ببری شهپر جبریل امین
(زندگانی شاه عباس کبیر ، ص231-34)
(فرهنگ معین، ج پنجم، ص 476-7)
(هفت اقلیم، ج اول، ص254-55)
قطعه
در جهان باد تابومناخیر
بیت
وگر شاید بجز شش مه نپاید
(تاریخ عالم آرا، ج دوم، ص689)
بهتر و سازندهتر از خوبی آب و هوا
(تاریخعالم آرا، ج اول، ص 166)
(هفت اقلیم، ج سوم، ص 269)
(فرهنگ معین، ج پنجم، ص11 - 915)
(فرهنک معین، ج پنجم، ص 522)
(فرهنگه معین، ج پنجم، ص 223)
(تذکرهآ نصر آبادی، ص 79_85)
(مجمع الخواص، ص 72)
(مجمع الخواس، ص 218)
(میخا نه، ص 316)
(هفت اقلیم، ج اول، ص352)
(هفت اقلیم، ج اول، ص97-95)
(هفت اقلیم، ج اول، س95)
(تذکره نصر آبادی، س 15)
(تذکرهآ نصر آبادی، ص16) PageV01P098
ساخت بر خوان تازهام مهمان
سر فخرم گذشت از کیوان
«خانهآ شاه باد آبادان،
جان بسته بتار پیرهن می آیم
تذکرهآ نصر آبادی، ص 75-74