غير معروف
كتاب 0858SharafDinYazdi.ZafarNama
مقدمة
مقدمه
[نظم]
نظم]
(نظم]
[بیت]
بیت
[بیت!
***
نظم
بیت]
تنظم)
*
ونظم]
انظم]
نظ
قطعه
[بیت
[لبیت
[نظم] PageV01P019
هر ذره ز نورش آفتابی است
صل
فصل 58
فصل
ابیات العربیه
ذکر طبقهآ تاتار
PageV01P049
بی
بت
نظم PageV01P055
لظم
داستان یلدوز
بلی
%~% ز نسلش جز این کس نداریم یاد PageV01P060
ذکر پادشاهی تومنه خان
ذکر پادشاهی قبل خان
[نظم)
وبیت]
بیه
بیت.
ظم]
تنظم]
[بیت:
و قرلغ وایغور
بخوبی شده نامدار جهان PageV01P090
اما ترتیب لشکر
عدل پدرت شکستهها کرد درست
ونظم])
[رباعی]
اونظم)
ابیت]
«مفبط نور الهی نشود خانهآ دیو»
[ابیت]
مظم]
[مصراع]
تتمهآ قصهآ کوشلک
بیت)
(نظم])
چو کوه کران با سپاه سترک PageV01P115
[لبیت]
3 PageV01P120
ی
تتمهآ داستان جوجی
تتمهآ داستان الاق نویان
یت
ظه
[نظم])
بردند با خویشتن صدهزار PageV01P142
بیم
ولی عهد خوارزمشاه PageV01P157
مثنوی
تظم
تخلف مجویید در هیچ باب PageV01P168
ونظم)
داستان جغتای خان
(بیت]
ز حالش کسی داستانی نخواند PageV01P173
ظم)
احمدخان تکودار)
غازان بن ارغون خان
ذکر الجایتو]
ارپه خان]
[موسی خان]
[محمدخان]
[طغای تیمور]
[سلیمان خان]
فصل 352
ظم
ط
رباعی
مصراع]
ایلچیکدای پسر دواخان
جنکشوخان
علی سلطان
ایت
تظ
تألیف
تصحیح
فصل 398
[نظم]2
یت PageV01P229
شعر
زنظم]
[شعر]
فصل 410
روانش به مینو پر از نور باد
مصر
762ه.ق
خوی به فاح رخنده پشت استظهار PageV01P277
مصراع
زخم پیکان. آبرویش همچو خون بر خاک ریخت
فصل 493
شعا
ظ
با تیر قضا سپر نباشد
766 ه. ق »
اظ
اشعر
شع
رست روان کخم امیدی که کاشت PageV01P320
767 ه . ق>
مظ
جهت جمع آوردن لشکر2
چارهای کو بهتر از دیوانگی
بست
ت
بادش به دست و دستش از این نوحه بر سراست
یگانه گشت و این غم ازان غصه بدتراست PageV01P327
خایبا خاسرا با یستادند
چون وعده رسد دوست، چو دشمن بکشد دوست
آنچه توانند به دست آورند
فصل 563
[مصرع]
زبیت
[بیت] PageV01P350
ربیت
نیاید از بزرگان جز بزرگی
[انظم]
5769 . ف -
بیت!
پشت سپه گران، سواری دارد
ابت]
[مصراع)
[بیت)
مینماید روشن و چون تیره شد پنهان کند
770 ه. ق
771. ق-
وشعر]
خدهی بهان دا چین است خواست PageV01P390
وزان پرهنر بی هنر چون بود
صراع]
لنظم]
ابیت
وانظم]
ومصراع]
([شعر]
عزم رزم به جانب خوارزم
775 ه . ق -
سوین بیگ خان زاده
[(بیت]
ابیت] PageV01P444
وابیات]
وبیت
PageV01P448
[بیت])
از کران تا کران فرو بسته
7799 . ف -
PageV01P474
781 ه . ق
[مصراع])
با ناوک دیده دوز تقدیر
782 ه . ق -
غبار سواران به گردون رسید
ابیت] PageV01P489
به نیروی مردی و مردانگی
طعه)
783 ه . فی
به دا رالسلطنهآ سمرقند1
اشعر]
آیا تو کجا و ما کجاییم
784 ه . ف
ابران زمین نوبت ثانی
[انظم])
7855ه . ف -
دل از انده جان پپرداختند
نظم])
رشاله تا کودکان به شیر PageV01P538
[لنظم]
ومصراع] PageV01P555
789ه.ق
لطف و قهرش گاه و بیگه نیک و بد را نوش و نیش
انظم)
خوارزم روی نمود
[بیت.
بیت] PageV01P603
انظم])
شعر]
«روانش به خلد برین شاد باد»
لیت
7793 ه. ق
زبیت2
[مثنوی]2
وشعر5)
[نظم1]
نظم2]
ونظم3]
فصل 1082
نظم6]
انظم23
فنظم]
رشعر]
و وقوع جنگ بزرگ
تظم]
زبیت]
به یورش پنج ساله
[بیت] PageV01P686
«795 ه . ق:
[اشعر]
لم]
[بیت] PageV01P709
مصرع]
پر آوازهآ فتح نو شد جهان PageV01P717
رباعی]
ایظم]
به جانب روحا
تتمهآ قصه1 ما ردین
جزیره و نواحی آن
به جانب آله تاق
[عربیه]
«درخشنده چون ماه ناکاسته»
از عقب توقتمش خان
زمرهآ دیگر به عشق از غیب سر بر میکنند
798 ه. ق -
نظم] PageV01P832
759 ه. ق
«قصر فیروزه کار گلبن را»
را به شاهزاده شاهرخ
و نواحی آن
ربیت]
1 85 ه. ق-
إنظم]
[آبیت.
از عقب ایشان
هندوستان به نیت غزا
«که فرخ بود فال فرخ زدن
ولم]
که خود روح القدس گوید که (بسم الله مجریها) 2
(آنظم]
طم]
گمراهان هند آن را
بریز را براندند و سیدی علی شکی از قلب
ندیده چو او خسروی بر سریر
بوس
حد قیام مینمایند2 سی و
منزل؛ و در خ %~% دو رودخانه است که آن را
لی
نظم] PageV02P1021
853 ه . ق »
ممه زیرکان کور گشتند و کر
ممالک مصر وشام
نظم»
آبیت]
[مثنوی)
أنظم]
رنظم)
النظم]
ونظم2
آنظم]
ازنظم]
آبیت
امصراع)
بیت3
انظم] PageV02P1087
(مصراع)
ییت2
سمرقند فردوس نشان
بظم)
زییت
رییت]
أشعر)
اینظم)
انظم] PageV02P1129
نظم)
ابیت)
ذکر فتح قلعهآ هاروک
آبیت3
بنظم
آربیت]
ینظم)
آنظم)
اربیت]
أنظم)
انظم،
(بیت)
هر بنی گ س روی رمین بجمله موج خیر PageV02P1172
أبیت])
(مصراع] PageV02P1175
مصراع])
آشعر)
آبیت)
(ییت]
لدباعی])
اقطعه)
وقطعه]
چه سود از لباس سیه یا2 کبود؟
اییت]
رییت.
امیرزاده رستم
ییت]
«806 ه. ق
بیت] PageV02P1208
رعایا و درویش و هرکس که هست PageV02P1222
فصل 1739
آییت]
رنظم]
ب PageV02P1241
857 ه . ق 4
دارالسلطنهآ سمرقند
بمصراع]
نظم 2
«کلام الیل یمحوه النهار»
صوب ختای به نیت غزا
«و لابد للمقدور ان یتکونا»
ر.ت PageV02P1299
یت]
«با درونی ز غیر حق آزاد»
به سمرقند فردوس نشان2
[مرثیه]
**
کز ختا آید ز خسرو مژدهآ فتح و ظفر PageV02P1330
بیتی
به کوشش
وازهنامه
انتکاث کلةماعالهن [ع] (مص) : گسسته شدن PageV02P1354
برتری، فضل، بزرگواری، فضیلت
تحری 130arr7 [ع) (مص): جستن، قصد کردن
پاکیره گردانیدن
نگه (5)1and [ف] (1): مقداری از زر و سیم:
هر مرکدین علی بزدی
جنبات 3n3atز [ع] (1) ج جنبة: کرانه
و مغرب، خاور و باختر، دو کرانهآ آسمان و زمین
خفرتامد) شرف الدین علی یزدی
مانند آن
سینهآ سرخ دارد
عرین 4r10 [ع] (1): بیشه، نیزار
یک دهم یک دهم، یک جزء از صد جزء
قاع 65 [ع](1): هامون، زمین وبیابان صاف
قندیل 4ndil [ع] (1) : چراغدان
اوقیه از زر یا هزار اوقیه از آن یا دو صد دینار یا
از دورهآ دوازده ساله سال های ترکان
بولجار»: مورجل، محلی معین برای اجتماع لشکر PageV02P1373
بزرگی، شرف PageV02P1374
استنطاق، مجلس محاکمه
و طرد و منع بیگانه در دربار ارباب دولت باشد، PageV02P1376
فصل 1900
یادداشتها
ظفریا مه( سرک الدین علی یزدی
نمونه گشت جهان مرغزار عقبی را
ظفرنامه) شرف الدین علی یزدی
طهرا مه) شسرف اللدین علی پزدح
فغان از خم چرخ چاچی بخاست
گذر کرد از دیدهآ کینهخواه
فلک گفت احسنت و مه گفت زه
و لیس علیه أن یساعده الدفر
ظفرنامه)، شرف الدین علی یزدی
همه زیرکان کور گشتند و کر
که نهان شدم من اینجا مکنیدم آشکارا»
صحبت ناجنس گور است و لحد
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
وان نیل فضل گستر دولت سراب شد
روح القدس بتعزیت آفتاب شد
کائی و مقیم خطهآ خاک شوی
ورنه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان، این همه نیست
خویشتن را در چنین نعمت پس از چندین عذاب
شوی مهربان مهربانی کنم»
زمرهای دیگر به عشق از غیب سر بر میکند
چون به خلوت میروند، آن کار دیگر میکنند
از آن شیرین سخن عاجز فرو ماند
کلوخانداز را پاداش سنگ است
اجرام کوه هاست نهان در میان برف
چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور
«درختی که تلخست او را سرشت»
ظفرنامه/ شرف الدین علی یزدی
تعبیههای عجب یار مرا خوست خوست
نزد مردم دانا گناه مولاناست
که نزد اهل طریقت گناه درویش است
که تاج فرق سلاطین کلاه درویش است
هم اکنون ببینی ز من دستبرد
ادیب صابر
مولوی
خواجه نظام الملک
روح القدس به تعزیت آفتاب شد PageV02P1503
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
تا کجا باز دل غمزدهای سوخته بود
نه هر که آینه سازد سکندری داند
کلاه داری و آیین سروری داند