علي ابراهيم خان خليل
صحف ابراهيم
دیباچه
1205 التماس از هنرمندان معنی آفرین و دشوار پسندان خرده بین آن که اگر سهوی و خطائی، خار راه مطلب بینند دامن همت از آن برچینند. اکنون به تقریب دعا از اطناب ادای مقصود به اختصار میگراید تا که اصحاب عقل و فرهنگ به ترتیب و تصنیف دانشنامهها پردازند، و ناطقه و سامعه را به خواندن و شنیدن آن نوازند. این کهن داستان نوطراز، همدم السنه و افواه ارباب هوش و محرم خلوت سرای گوش حقایق نیوش باد.
ای خوش آن دیده که یابد نظر از منظر دوست %~% وی خوش آن جبهه که سوداست به خاک دردوست
*د ز بیگانه حرفی مگر گوش کردی %~% که این آشنا را فراموش کردی
4 چالاکی نگاه تو نازم که سوی من %~% دیدی چنان که چشم ترا هم خبر نشد
خو شده از بس زگردون جور و بیدادی مرا %~% در نظر یکسان کند جلوه غم و شادی مرا
41 رنجیدهای ز من بت نامهربان من %~% حرفی شنیدهای تو مگر از زبان من خونم حلال باد به دشمن اگر کند %~% یک حرف در حضور تو خاطر نشان من 69 - انجب [دهلوی]:
*24 صد بهار آمد و یک گل به مرادم نشکفت %~% باز چشم طمع از موسم دیگر دارم
43 ای مرد رهی جز ره بیچون نروی %~% از جادهآ حق به مکر و افسون نروی زنهار که همچو دانههای تسبیح %~% از حلقهآ ذکر دوست بیرون نروی
د2د، دریا در موج و موج اندر دریاست %~% در ذات و صفات حق تفاوت ز کجاست ای محو حقیقت نظر افکن به مجاز %~% بی رنگ به صدرنگ چه سان جلوه نماست
ما درد دل خویش به درمان نفروشیم %~% جان دادن هر لحظه به درمان ms39 نفروشیم 98 - بیدا: مخلص خان «پیدا» تخلص در عهد عالمگیر پادشاه «بخشی تن» بوده، روزگاری به احترام و احتشام بسر میبرد. از سادات ایران و سخنوران است. نثر به روانی و رنکینی مینوشت. در سلطنت بهادرشاه رحلت نموده. شفیع جرم برروی کریم اظهار خجلت بس %~% نگاه پشت پا باشد زبان عذرخواه من
فیض روشن گهران عام شود چون خورشید %~% شمع در محفل ترسا و مسلمان سوزد 102 - تقی [مشهدی]: میر محمد تقی مشهدی از اقطاب و عوارف زمان است. آن جناب معاصر علیقلی خان واله بوده. خان مذکور در تذکره ایراد نموده که من مکرر خوارق عادات او از حاجی محمد جعفر که مرید خاص آن سید بود شنیده و در خدمت آن یگانهآ زمان (1142 ه) در اصفهان رسیدهام. تاریخ رحلت آن زبدة الواصلین را شیخ محمد علی حزین چنین فرمودهاند: بهرسال تاریخش خامهام نشان میجست %~% دل به خون طپید و گفت: «دانش از میان رفته» به حسب ندرت نظم بر زبان الهام
11881 این غزل از او است: عاشق زلف توکی وارسته از سر تا قدم %~% خویشتن را در سلاسل بسته از سر تا قدم غیر من کز اشک گلگون سرخ پوشم کردهاند %~% هیچکس درخون خود ننشسته از سرتاقدم
%~%
%~% %~%
فصل 224
%~% %~% %~%
فصل 290
فصل 309
فصل 353
فصل 700
%~% %~% %~% %~%
فصل 1027
فصل 1142
فصل 1250
فصل 1269
فصل 1270
فصل 1318
فصل 1374
فصل 1434
فصل 1507